نقش سطح تحصیلات در ازدواج و موفقیت زناشویی

نوشته شده توسط
فروردین 11, 1396
334 بازدید
0 نظر

عده زیادی از روان شناسان و جامعه شناسان بر این باورند که اگر هنگام انتخاب همسر به تشابه در جنبه های مختلف زندگی توجه شود، زندگی موفقیت آمیز تر خواهد بود. تشابه در ابعاد مختلف زندگی از جمله تشابه فرهنگی، مذهبی، تشابه قومی و نژادی، تحصیلی و… در موفقیت ازدواج نقش دارند. شاید اختلاف سطح تحصیلی در نگاه اول عامل بسیار مهمی در موفقیت زندگی زناشویی به نظر نرسد، اما نتایج پژوهش های متعدد روانشناسان و جامعه شناسان نشان داده است که اهمیت این مورد کمتر از اهمیت تشابه در سایر زمینه ها نیست.

تاثیر تشابه تحصیلی برکاهش میزان طلاق
نتایج پژوهشی که توسط «لینگ اشتاد» (2004) در کشور نروژ به منظور بررسی تأثیر تحصیلات زوجین و والدین بر میزان طلاق بر روی 12965 زوج انجام شد نشان داد، که تشابه تحصیلاتی زوجین (صرف نظر از سطح آن) میزان طلاق را کاهش می دهد، به عبارت دیگر میزان طلاق زوجینی که از نظر تحصیلاتی اختلاف داشتند، بیشتر از زوج هایی بود که تحصیلات یکسانی داشتند. همچنین میزان طلاق در فرزندان والدینی که تشابه تحصیلاتی داشتند، کمتر از فرزندان زوج های بود که از نظر سطح تحصیلات با هم تفاوت فاحشی داشتند.
در مطالعه دیگری «کرافت» و «نیمان» (2009) به بررسی تاثیر تشابه تحصیلاتی 11038 زوج آلمانی پرداختند. نتایج این پژوهش نیز نشان داد که میزان طلاق در زوج هایی که از نظر تحصیلی یکسان بودند، کمتر از زوج هایی است که تفاوت تحصیلی دارند. نرخ طلاق در خانواده هایی که زوجین تحصیلات بالایی داشتند، کمتر از خانواده هایی بود که سطح تحصیل زوجین پایین بود.

افزایش رضایت زناشویی
«رودلف» (2005) بر پایه نتایج پژوهش هایش معتقد است که تشابه تحصیلاتی موجب افزایش رضایت زناشویی زوجین می شود. وی به منظور بررسی تاثیر تشابه تحصیلی بر رضایت زناشویی پژوهش های گسترده ای انجام داد. نتایج این تحقیقات نشان دادند که از نظر مردمِ پنج کشور: فنلاند، آلمان، انگلیس، فرانسه و ایتالیا تشابه تحصیلاتی یکی از مهمترین عوامل رضایت زناشویی است.
یافته ها حاصل از مطالعه «هارلم» (2007) نیز عقیده رودولف را تائید می کند. هارلم که به بررسی عوامل موثر در رضایت زناشویی زوج های تُرک پرداخته بود، دریافت که تشابه تحصیلی یکی از 5 عامل اصلی موثر در رضایت زناشویی است. در این پژوهش بیشتر زنان تشابه تحصیلی را در رضایت زناشویی دخیل می دانستند.

رشد اجتماعی کودکان
«بک» و همکارانش (2002) در یک پژوهش به بررسی تاثیر تشابه تحصیلاتی والدین برآمادگی کودکان 5 ساله در 4898 خانواده آمریکایی پرداختند. نتایج حاکی از آمادگی بیشتر فرزندان والدین دارای تشابه تحصیلاتی درمقایسه با فرزندان والدینی بود که از نظر تحصیلی با هم تفاوت زیادی داشتند. کودکان گروه اول از رشد اجتماعی بیشتری برخوردار بودند. همچنین میزان آمادگی فرزندان والدینی که هر دو آنها تحصیلات بالایی داشتند، بالاتر از آمادگی کودکانی بود که والدینشان تحصیلات پایینی داشتند.

پیشرفت تحصیلی فرزندان
در یک پژوهش «بونکه» و «آندرسن» (2004) به بررسی این موضوع پرداختند که آیا تشابه تحصیلاتی والدین بر میزان زمانی که والدین به فرزندانشان اختصاص می دهند تاثیر می گذارد یا خیر. مشخص شد والدینی که دارای تشابه تحصیلی هستند وقت بیشتری را به فرزندانشان اختصاص می دهند و این میزان به خصوص در والدین دارای سطح تحصیلات بالا، بسیار بیشتر از گروه های دیگر است. اختصاص دادن وقت کافی به فرزندان سبب کاهش مشکلات آنها و پیشرفت تحصیلی شان می شود.
سید محمد پاکدامن شهری (1371) در پایان نامه دوره کارشناسی روانشناسی به بررسی تاثیر اشتغال مادران بر پیشرفت تحصیلی فرزندانشان در مدارس امام رضا شهرستان مشهد اقدام نمود، موضوع سطح تحصیلات مادران نیز مورد بررسی قرار گرفت و این نتیجه حاصل شد که مادرانی که سطح تحصیلات عالیه دارند ولی خانه دار هستند بیشترین تاثیر مثبت بر پیشرفت تحصیلی فرزندان خود دارند.
وقتی که زوجین سطح‌ تحصیلاتشان یکسان یا نزدیک به هم باشد، آنها دیدگاه های نزدیک‌ به هم دارند و یکدیگر را بهتر درک می‌کنند و معمولاً رضایت آنها از زندگی زناشویی بیشتر می‌شود. در این مورد معمولاً اگر مرد به دلیل این‌که ریاست و سرپرستی خانواده را به عهده دارد، سطح تحصیلاتش نسبت به زن بالاتر باشد، مشکلات کمتری ایجاد خواهد شد.
براساس نتایج پژوهش‌ها، معمولاً والدینی که از شیوه ی فرزندپروری مقتدرانه (محبت و کنترل کافی والدین) استفاده می‌کنند؛ والدینی هستندکه دارای سطح تحصیلات عالی هستند، معمولاً بیشتر با فرزندان شان ارتباط دارند، با آن‌ها کتاب می‌خوانند، صحبت می‌کنند و… در حالی که والدینی که سطح تحصیلات پایین‌تری دارند معمولاً دوست دارند که فرزندان شان دستورات آن ها را اطاعت کنند و ارتباط دوستانه‌ای با فرزندان ندارند. بنابراین روانشناسان توصیه می‌کنند که در زمینه ی ازدواج، بهتر است افراد از طبقاتی که نزدیک هم هستند (دارای تشایه تحصیلی ) با یکدیگر ازدواج کنند، زیرا اختلافات آنها در ارزش‌ها و باورهایشان کمتر است.
درصورتی که سطح تحصیلات مرد پایین تر از زن باشد مشکلاتی ممکن است بروز نماید که به تعدادی از آنها اشاره می شود:
سوء تعبیرهای دائمی
از آنجایی که مرد رئیس خانواده است، بهتر است سطح تحصیلات او برابر یا بالاتر از همسرش باشد، تا بتواند نقش خود را به خوبی ایفا کند. به خصوص که بالاتر بودن سطح تحصیلات زن از مرد در کشور ما چندان مرسوم نیست و ممکن است مرد در مورد هر یک از رفتارهای همسرش دچار سوء تعبیر شود و حس کند که همسرش قصد دارد ضعف های او را به رخش بکشد. این امر در دراز مدت اعتماد به نفس مرد را کاهش داده و او دیگر قادر نیست نقش خود را به عنوان رئیس خانواده به خوبی ایفا کند. از طرف دیگر ممکن است مرد خانواده برای پنهان کردن ضعف خود در این مورد و ثابت کردن این موضوع که او رئیس خانه است، حتی حرفهای منطقی همسرش را هم نپذیرد.

اشتراکات کم
نمی توان انکار کرد که تحصیلات نوع نگرش افراد را نسبت به مسائل مهم زندگی تغییر می دهد. مثلا ممکن است مرد معتقد باشد انسان موفق کسی است که پول زیادی داشته باشد اما زن به همین اندازه روی مطالعه تاکید داشته باشد. به همین ترتیب، تفریحات و علایق این دو فرد هم از هم متفاوت است.

واکنش دیگران
خیلی اوقات زنان برای رسیدن به اهداف تحصیلی، ازدواج خود را به تاخیر می اندازند در حالی که همه اقوام و آشنایان منتظر هستند تا ببینند بالاخره او چه کسی را انتخاب می کند. اینجاست که یک چالش درونی برای خانم ها اتفاق می افتد: اگر کسی از او بپرسد که تحصیلات همسرش چقدر است، می تواند بدون احساس ناراحتی بگوید که او دیپلمه است یا نه؟ در چنین شرایطی قطعاً نمی توانید از همسرتان بخواهید خودش را دارای تحصیلات دانشگاهی جا بزند و جلوی فامیل حقیقت را نگوید چون در این صورت شخصیت او را زیر سوال برده اید. علاوه براین، بررسی ها نشان داده که میزان بروز اختلافات در خانواده هایی که سطح تحصیلات مرد از زن بالاتر است، کمتر از خانواده هایی است که در آنها زن از تحصیلات بالاتری برخوردار است.
در بعد تربیت فرزندان اختلافاتی بین والدین با سطح تحصیلی متفاوت روی می دهد. به عنوان مثال‏ اگر مادر تحصیل کرده و پدر بی‏سواد و یا کم‏ سواد است، مشاهده می‏شود که پدر، فرزندان‏ را توبیخ و گاه تنبیه می‏کند. در مراودات و مهمانی ها همیشه یکی از زوجین مکدّر و ناراحت است، زیرا اگر معاشران از دوستان تحصیل کرده باشند، طرفی‏ که از معلومات کمتری برخوردار است احساس‏ رنجش خواهد کرد، و چنانچه از خانواده‏های‏ عادی باشند، فرد تحصیل کرده دچار ملال‏ خواهد شد. در اینگونه خانواده ها کودکان، دو قطبی‏ بار می‏آیند، زیرا از دو نوع مربی برخوردار هستند.
مغایرت فرهنگی زوجین هرگز پوشیده و پنهان نمی‏ماند، بلکه در مواردی بین زن و شوهر اصطکاک و تصادم به وجود می‏آید و کودکان از امنیت خاطر، در حد کمال برخوردار نخواهند شد. ممکن است زن و مرد که باید یار و یاور همدیگر باشند، در اینگونه‏ خانواده‏ها احساس تنهایی و غربت نمایند و پر واضح است که احساس تنهایی موجب ملال‏ وافسردگی خواهد بود.

منابع:
– گلستان سعدی – داستان طوطی و زاغ.
– کتاب زن امروز، مرد دیروز، مولف: آقای‏ کیهان‏نیا.
– سایت تبیان.

درباره نویسنده

در مورد این مطلب نظر دهید