زندگی مشترک و چالش ها

نوشته شده توسط
فروردین 19, 1396
243 بازدید
0 نظر

سید محمدعلی واعظ موسوی
کارشناس خانواده

ازدواج و چالش های آن امری است که در جامعه ی امروز ما بسیار مورد توجه است و به دلیل اثر متقابلی که مسئله ی ازدواج و جامعه بر هم دارند، از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است.
ازدواج از این باب که یک نیاز است، باید به آن توجه شود پس اهمیت دارد. انسان همیشه یک موجود نیازمند است و موجود نیازمند نمی تواند به نیازهایش بی توجه باشد.
ازدواج در حقیقت پاسخ به یک نیاز درونی است. این نیاز درونی جهات متعددی دارد؛ مثلاً یک جهت آن تنها نبودن است چرا که انسان به طور طبیعی مدنی است و دوست ندارد که تک باشد، دوست دارد با جمع و با دیگران باشد، که در این باره در روایات هم بیان شده کسی که تنهاست خداوند او را دوست ندارد و ملائکه از او خوششان نمی آید. چرا؟ چون دارد یک امر مقدسی را پس می زند. چرا؟ چون دارد به یک امر فطری بی توجهی می کند. همچنین جهت دیگر آن استمرار بشریت است که می خواهد نسلی داشته باشد؛ که این یک نیاز فطری است.

از آنجا که من با جوانان ارتباط دارم، وقتی بحث از سختی و مشکلات ازدواج مطرح می شود، اکثر آن ها سختی و مشکل مالی و اقتصادی را مطرح می نمایند و این اشتباه نیست. مشکلات مالی و اقتصادی یکی از مشکلات واقعی است که نمی توان به آن بی توجه بود. واقع قضیه این است که ازدواج مخارجی دارد. ازدواج خانه و شغل می خواهد. پس این مشکلات وجود دارد. اما یک مقدار از مشکلاتی که جوانان مطرح می کنند ناشی از سختی و مشکلات انتخاب است، یعنی این جا دیگر فقط بحث اقتصادی مطرح نیست. جوانی که از نظر مالی وضع خوبی هم دارد، به خاطر این مشکل ازدواج نمی کند. او مشکل مالی ندارد ولی می گوید چرا من مسئولیت ازدواج را قبول کنم؟
عده ای دیگر هم از این جهت ازدواج را سخت می دانند که می پندارند گزینه ی مناسبی برای ازدواج نیست و یا انتخاب گزینه ی مناسب، کار سختی است. این ها فقط برخی از دلائلی است که جوانان مطرح می کنند و دلایل متعددی در این زمینه وجود دارد.

هر کدام از این مشکلات راه حلی دارد ولو راه حلی که زمان بر باشد. مثلاً کسی که بحث اقتصادی را مطرح می کند باید به او گفت: قبول است، اما شما باید یک مقداری فعالیتت را بیشتر کنی و یک مقدار اطرافیانت که توانایی دارند تو را کمک کنند، یک مقدار توقّعاتت را پایین بیاوری، همه ی این ها باید در کنار هم باشد. در واقع باید از یک جایی شروع کرد چون آن چه که در ازدواج مهم است همین شروع کردن است؛ یعنی شما یک گزینه ی مناسب را انتخاب کن که به معنای واقعی همسر تو باشد و پا به پای تو بیاید و تو را تنها نگذارد، و با تلاش بیشتر از یک جایی شروع کن.
هیچ کس منکر مشکلات اجتماعی و اقتصادی نیست، اما وجود مشکلات اجتماعی و اقتصادی دلیلی بر این نیست که انسان هیچ کاری نکند. مشکلات همیشه وجود دارند. چه زمانی همه ی مشکلات حل می شود؟ آیا می توانیم صبر کنیم، دست روی دست بگذاریم و زمان را از دست بدهیم تا شاید روزی همه ی مشکلات حل شوند؟ سی ساله هم که بشوی باز مشکلات خودش را به همان نسبت دارد و علاوه بر مشکلات اقتصادی، انگیزه ات هم برای ازدواج کمتر می شود چرا که فرصت های مناسبی را از دست داده ای و این خود مشکلی بزرگتر است. بنابراین الآن که نیرو و نشاط جوانی را داری و ریسک پذیری تو بالاتر است ازدواج کن. شما می دانید که هر چقدر سن انسان بالاتر برود درصد ریسک پذیری او پایین تر می آید چرا که فقط خودش را همه کاره می داند و محتاط تر می شود و ازدواجش عقب می افتد. البته ریسک کردن و خطر کردن به معنای بدون فکر اقدام کردن نیست. بلکه به این معنا است که فکر می کند، مشورت می کند، دیگران هم کمکش می کنند و ریسک پذیر هم هست و به آنچه که رسیده با توکل بر خداوند عمل می کند.

لذا علت هایی که جوان ها می آورند را نه می توان گفت غلط است و نه می توان گفت درست است؛ باید این ها را به صورت مشروط قبول کرد. باید بنشینند و به کمک اطرافیان و بزرگ ترها این موارد را تحلیل نمایند تا مشکلات را در مقابل خودشان زیاد بزرگ نبینند، چرا که آن هایی که ازدواج کردند همان مشکلاتی را داشتند که الآن جوانی که سن ازدواجش گذشته است آن ها را مطرح می کند. لذا باید مورد به مورد بررسی کرده و گاهی باید با مشکلات کنار آمد.

برچسب:

درباره نویسنده

در مورد این مطلب نظر دهید