قوام و پایدارى خانواده باید بر اساس محبت و عاطفه باشد

نوشته شده توسط
تیر 3, 1396
267 بازدید
0 نظر

سید مهدی واعظ موسوی
بارها شاهد مراجعه افرادى هستم که با شگفتى تمام مى گویند: با این که در خانه ما منطق و استدلال حاکم است، و با هم گفتگو مى کنیم، و هر کسى آزادانه نظرات خودش را مطرح مى کند، و در نهایت تصمیم نهایى گرفته مى شود، اما باز هم در اداره منزل موفق نبوده ایم، نه در تربیت فرزندان، و نه در روابط با همسر ! به نظر شما چرا ناموفقیم؟!
در پاسخ چنین اشخاصى مى گوییم :
به طور کلى ٣ نوع خانواده داریم :
نوع اول) خانواده بى منطق است که فحش، ناسزاگویى، کتک کارى، اهانت و تحقیر در آن فراوان دیده مى شود! این نوع بدترین شکل خانواده است. فرزندان عقده اى، بزهکار، معتاد، دزد، قاتل، متکبر، بدبین، بداخلاق، سنگدل، بى دین، لاابالى، منزوى، افسرده، مضطرب، بى هدف، نا آرام، بى مسؤولیت، الکلى و… محصول چنین خانواده هایى است. انتحار و خودکشى نیز از چنین فرزندانى سر مى زند.
نوع دوم) خانواده منطقى است که فضاى حاکم بر خانواده منطق و استدلال است. گر چه این نوع خانواده بسیارى از مشکلات و ناهنجارى هاى خانواده نوع اول را ندارد، اما به دلیل این که استدلال و منطق فقط با فکر و اندیشه ما سر و کار دارد، و دل را تسخیر نمى کند. از این رو این نوع از خانواده ها هم کاملاً موفق نیستند. روابط در این خانواده ها معمولا به سردى مى گراید.

نوع سوم) خانواده عاطفى است که به عقیده مرحوم امام خمینى (ره) قوام خانواده باید بر اساس محبت و عاطفه باشد. در این نوع از خانواده، قلب ها تسخیر مى شود. دل ها اسیر مهرورزى اعضاى خانواده است. در این نوع از خانواده منطق و استدلال بر مهرورزى غلبه نمى کند. بلکه مهرورزى بر منطق و استدلال غالب و چیره است. جملاتى مانند: «فدات بشم»، «قربونت برم» و مانند این ها زیاد شنیده مى شود. زن و شوهر سعى مى کنند با هم تنش و درگیرى نداشته باشند. بحث هاى هیجانى و جنجالى در این خانواده دیده نمى شود. گذشت و بزرگوارى پدر و مادر درسى عملى براى فرزندان است. خودخواهى در رفتار زن و شوهر دیده نمى شود. هوس بازى در رفتار پدر و مادر مشاهده نمى شود.
انسان هاى موفق ابتدا دل ها را تسخیر مى کنند، سپس اندیشه ها را.
تیغ محبت به تاراج دل مى پردازد، ولى استدلال چنین هنرمند نیست.
به قول مرحوم شهید مطهرى (ره) مراتب تسلیم سه گانه است :
یک) تسلیم تن
دو) تسلیم فکر
سه) تسلیم دل
خانواده هاى منطقى تلاش مى کنند از همان کودکى با استدلال فرزندان خود را قانع کنند، در حالى که اعضاى خانواده ى عاطفى از یکدیگر دلبرى مى کنند.
«دل بردى از ما به یغما اى ترک غارت گر من»
اگر شما در دلبرى از فرزندان خود بى هنر و بى ذوق باشید، دیگران از فرزندان شما دلبرى خواهند کرد. آن گاه زبان به شِکوه مى گشایید که چرا فرزند من از خانه فرارى است؟! چرا به دوستانش بیشتر از پدر و مادرش اعتماد دارد؟! چرا فرزند من عاشق شده است؟! چرا فرزند من باورهاى دینى مرا نمى پذیرد؟! چرا فرزند من نماز نمى خواند؟! چرا دخترم پوشش خود را کنار گذاشته است؟! و بسیارى پرسش هاى دیگر، که در طول ٢٠ سال مطالعه، مشاوره و کاوش، ریشه بسیارى از مشکلات خانواده ها را در بى ذوقى و بى هنرى در عرصه مهرورزى و دلبرى از یکدیگر یافته ام.

برچسب:

درباره نویسنده

در مورد این مطلب نظر دهید