انگیزه های بی اهمیت برای جدایی

نوشته شده توسط
بهمن 9, 1395
180 بازدید
0 نظر

حسین دهنوی
کارشناس مسائل خانواده

طلاق (11)-1

بعد از عقد متوجه شده ام خانمم لاغر و کمی قدکوتاه است و می خواهم از او جدا شوم.آیا این مسأله نمی تواند مجوز طلاق باشد؟

مواردی مانند چاق یا لاغر بودن خانم یا آقا، کوتاهی قد، کشیده نبودن انگشتان خانم، تنبلی چشم و عیبهای جزئی مانند خراشیدگی یا لکه ای کوچک روی پوست بدن و… هیچ یک انگیزه مهمی برای جدایی نیست.
15 درصد طلاق ها در دوران عقد اتفاق می افتد و متأسفانه علت بسیاری از آنها، همین موارد کم اهمیت است. اینگونه اندیشه ها که در برخی جوانان دیده می شود، به دو مسأله بر می گردد:
1. شاید اهمیت ازدواج برایشان معلوم نیست و توجه ندارند که ازدواج، مهمترین رخداد زندگی آنهاست؛ به همین دلیل قبل از ازدواج، چشمها را باز و دقت کافی نمی کنند و پس از ازدواج هم با انگیزه های کم اهمیت به سمت جدایی می روند و چشمها را کمی نمی بندند.
2. به پیامدهای جدایی توجه ندارند. جدایی گرچه در دوران عقد می باشد، بر آینده و سرنوشت افراد به ویژه خانم ها اثر منفی می گذارد و فرصتهای انتخاب و زندگی مطلوب کمتر می شود و در نتیجه خانم یا آقا به ویژه خانم باید در ازدواج بعدی از توقعات خود بکاهد و با کسی ازدواج کند که نمره ای به مراتب پایینتر از همسر قبلی اش داشته باشد.
بی احساس بودن زن به مرد

در دوران عقد هستیم و همسرم که در ابتدا به من علاقه داشت، ادعا می کند الان به من احساسی ندارد و می خواهد جدا شود. چه باید بکنم؟
بدبختانه در دوران عقد، آفاتی وجود دارد که گاهی ازدواج را به چنین بن بست هایی می کشاند.این آفتها گاهی به دنبال مقایسه همسر با دیگران، گاهی به جهت کدورت هایی بین دختر و پسر، و گاهی بر اثر شیوه رفتاری خانواده ها رخ می دهد. گاهی هم زن و شوهر نمی کوشند گل عشق را آبیاری کنند. محبت و عشق بصورت فطری و غریزی در ابتدای زندگی ایجاد می شود: وَ جَعَلَ بَینکُم مَودَّهً و رحمهً (1)؛ اما باید تقویت شود؛ زیرا این محبت بسان گلی است که اگر به آن آب ندهند، پس از مدتی می خشکد.

توصیه ما به همسر شما این است که:
1. برای جدایی عجله نکنید که جدایی شما، الان با سه ماه دیگر خیلی فرقی ندارد و ممکن است دچار گرفتگی و حالت ادبار قلب شده باشید؛
2. از به کار بردن سخنان ناامید کننده بپرهیزید.
3. عاقبت اندیش باشید که مورد تأکید روایات ماست: إذا همَمتَ بأمرٍ فَتَدَبّر عاقبتَهُ(2). زیرا افزون بر لطمه ای که به خودتان می زنید، به همسرتان نیز آسیب خواهید زد.
آسیبهای روحی دختران در جدایی ها، شدیدتر و بیشتر است؛ چون عاطفی ترند.
همیشه به خاطر داشته باشید که انتخاب در ازدواج مهم است؛ اما مهمتر از آن، حفظ همسر منتخب است. اگر بهترین لباس را تهیه کنید و بعد آن را با اتو بسوزانید، هیچ فایده ای ندارد.

بدقولی پدرشوهر
اگر پدرشوهر قول بدهد برای پسرش خانه بخرد اما زیر قولش بزند و خانه ای را برای او رهن یا اجاره کند، آیا زن می تواند به علت این عهد شکنی از همسرش جدا شود؟
پدرشوهر شما اشتباه کرده است و باید به وعده خود عمل می کرد. اگر خرید خانه، شرط ضمن عقد بوده و تخلف کرده، مرتکب حرام و گناه شده است. آموزه های دینی ما در زمینه وفا کردن به عهد بسیار است؛ مانند «المؤمن اذا وَعَدَ کانَ الثقهُ بِموعِدِه»(3) یا « االمؤمنون عِندَ شُروطِهِم»(4). اما شمطلاقا زندگیتان را برای این مسئله خراب و حتی این موضوع را مطرح هم نکنید.آنها می دانند که خلف وعده کرده اند؛ پس با برخوردی کریمانه، شرمنده شان کنید. حضرت علی  در این باره فرمود:
أشرفُ اخلاقِ الکریم ِ تغافُلُه عمّا یَعلَمُ.(5)
شریف ترین اخلاق انسان با کرامت، تغافل او از چیزی است که می داند.
روابط و برخورد بزرگوارانه شما باعث محبت بیشتر آنان می شود و در نتیجه، فشارها و دخالتها کمتر خواهد شد. اگر با تهدید و زور وادارشان کنید به عهدشان عمل کنند، روابط شما با آنان به ویژه همسرتان تیره می شود؛ پس با برخورد کریمانه، محبت شوهرتان را به خودتان چندین برابر کنید. او چون شما را دوست دارد، خودش خانواده اش را مجاب می کند یا آنقدر می کوشد تا بتواند با دسترنج خود برایتان مسکنی را تهیه کند که ارزش آن خیلی بیشتر است. وقتی خانم و آقا روی پای خود بایستند و زندگیشان را خودشان بسازند، لذت بیشتری برایشان دارد و وامدار دیگران هم نیستند؛ پس حریم زندگی خود را پاس دارید و فکر جدایی را از سر بیرون کنید.

شک به شوهر
9 ماه است عقد کرده ایم و به علت گذشته ی بدِ شوهرم به او شک دارم. 4 ماه به او اعتماد کردم اما اخیراً موردی از او دیده ام که اعتمادم سلب شده و به جدایی فکر می کنم. نظر شما چیست؟

اگر همسر شما مردی دارای ارتباطهای نامشروع بوده و شما خانمی دور از اینگونه مسائل بوده اید، ازدواجتان از ابتدا اشتباه بوده است. در این صورت اگر بخواهید با او وارد زندگی مشترک شوید، باید تحمل بالایی داشته باشید و طاقت زن در این موارد، بسیار کم است؛ افزون بر اینکه احتمال دارد بعضی آلودگی ها و بیماریها به شما نیز منتقل شود.
اگر به شما قول داده اصلاح شود و الان همچنان به روش خود ادامه می دهد، زندگی مشترک با وی بسیار سخت خواهد بود؛ چون شما خانم و به اینگونه ارتباطها بسیار حساس هستید؛ بنابراین می توانید در همین دوران عقد تجدید نظر کنید؛ اما اگر اهل ارتباطات نامشروع نبوده یا بوده و به شما ثابت شده که تغییر یافته و اعتماد شما را به خود جلب کرده، خطاهای موردی قابل چشم پوشی است. بشر ممکن الخطا است و امکان دارد چنین خطاهایی در مورد کسی هم که بدسابقه نبوده، پیش بیاید؛ البته تمام این توصیه ها با این فرض است که همسر شما به واقع خطا کرده باشد. اگر ریشه مسائل به حساسیت و برداشت اشتباه شما بر می گردد، باید در اصلاح نظر خود بکوشید که ممکن است وی را زیر ذره بین برده باشید و شاید اگر از سابقه همسر خود خبر نمی داشتید، اصلاً این خطا را نمی دیدید.
ازدواج تحمیلی
دختری 17 ساله هستم. شوهرم تمام ویژگیهای یک مرد ایده آل را دارد، اما چون انتخاب خودم نبوده می خواهم جدا شوم.
ازدواج تحمیلی درست نیست؛ اما حالا که همسرتان مطلوب است، به خودتان ستم و به قصد لجبازی با تحمیل کنندگان، زندگی خود را خراب نکنید. اگر مشکل شما فقط این است که همسرتان را خودتان انتخاب نکرده اید، کسانی هستند که با همسر انتخابی خودشان زندگی می کنند، اما در حسرت 20 درصد از ویژگیهای شوهر شما در همسر خود هستند.
در تصمیم شما رد پایی از شیطان احساس می شود؛ پس با ایمان به خدا و ذکر «اَعوذُ بالّلهِ مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم» و «اَعوذُ باللّهِ السَّمیعِ العلیمِ» با افکار شیطانی مقابله کنید. یادتان باشد که طلاق، بویژه بدون دلیل منطقی، مورد خشم خداست و عرش او را می لرزاند؛ پس عرش خدا را نلرزانید. امام صادق«ع» فرمودند:
ما مِن شَیءٍ أبغضُ الی اللّهِ عزَّ و جلَّ مِنَ الطلاقِ. (6)
یادتان باشد افزون بر لطمه ای که با جدایی به همسرتان می زنید، خود نیز فرصتهای فراوانی را از دست خواهید داد.

اعتیاد پدر شوهر
مدتی است ازدواج کرده ام و بعد از عقد فهمیده ام پدرشوهرم معتاد است و می خواهم طلاق بگیرم. چه کنم؟
اگر همسر خوبی دارید و خانواده اش موقعیت مطلوب نسبی را دارند و تنها مشکل همین است نمی تواند دلیل بر جدایی باشد. زمان تحقیق پیش از ازدواج است و بعد از آن با بعضی مشکلات باید مدارا کرد. این مسئله با اعتیاد خود شوهر تفاوت دارد که خیلی مهم است و در آن صورت، ورود به زندگی مشترک با شرایط خاصی تجویز می شود.
اگر فقط اعتیاد پدر همسر ذهن شما را مشغول نکرده، بلکه در جهات مختلف مشکل دیده می شود و ناهنجاریهای اخلاقی و رفتاری بسیاری در خانواده شوهر به چشم می خورد یا از نظر فرهنگی فاصله زیاد است، باز هم تصمیم برای ورود به زندگی مشترک به خود شما برمی گردد که چگونه فردی هستید. اگر آستانه تحمل بالایی دارید و اهل تدبیر هستید و اجازه نمی دهید مشکلات خانواده همسر، گریبانگیر زندگی زناشویی شما شود، با توجه به پیامدهای منفی طلاق می توانید ادامه دهید؛ وگرنه، یکی از فلسفه های وجودی دوران عقد، تجدید نظر است. اگر هم نگران اثرگذاری آنان بر فرزندانتان هستید می توانید با پشتوانه فرهنگی و تنظیم روابط، آثار منفی معاشرت با آنان را به کمترین حد برسانید.

تنفر از همسر
من با کسی عقد کرده ام که از او تنفر داشته، بعد از یک سال هیچ احساسی به او ندارم، به گونه ای که افسرده و دوباره روانه بیمارستان شده ام؛ اما پدر و مادرم می گویند برای آبرویمان نمی توانی طلاق بگیری و نظرشان این است که بعد از عروسی محبت ایجاد می شود. چه باید بکنم؟
به تجربه ثابت شده در صورت وجود شرایط مطلوب در مرد، اگر زن از او نفرت نداشته باشد، در 95 درصد به تدریج محبت ایجاد خواهد شد؛ اما اگر از او نفرت داشته باشد، احتمال بسیار ضعیفی وجود دارد که محبت ایجاد شود.
اگر از همسرتان متنفر هستید، احتمالاً ازدواجتان تحمیلی بوده و این نگرانی بطور جدی وجود دارد که محبت هرگز ایجاد نشود. اکنون خانواده از ترس آبرویشان شما را به زندگی مشترک وا می دارند و وقتی محبت ایجاد نشد، احتملاً خواهند گفت: فرزند بیاورید تا علاقه پدید آید. غافل از اینکه باز هم محبتی در کار نخواهد بود.
سؤال از خانواده محترم شما این است که اگر بعد از زندگی مشترک جدا شوید و دیگر دوشیزه نباشید، آیا آبروریزی بیشتری در پی نخواهد داشت؟
اگر خدای نخواسته با یک فرزند جدا شوید، آبروریزی و احساس گناه آنها زیادتر نخواهد بود؟!
درست است که طلاق، مطلوب نیست و به هر دو طرف، به ویژه دختر لطمه هایی می زند، اما گاهی چاره ای جز انتخاب بد از بین بد و بدتر نیست؛ زیرا موارد فراوانی مشاهده شده اند که با چنین وضعیتی، هیچ گونه محبتی در آنها پدید نیامده است؛ پس بهوش باشید که دوران عقد، دوران تجدید نظر است و ممکن است بعد از آن خیلی دیر شود.

آلودگی های شوهر
در دوران عقد هستیم. شوهرم معتاد، بداخلاق، اهل کتک زدن و دروغ گفتن است و با زنان دیگر ارتباطهای ناشایست دارد. آیا زندگی با چنین شخصی درست است؟
اگر اشکال همسر شما فقط اعتیاد بود، باید فرصت می دادید؛ اما با مجموعه این بدرفتاری ها باید تصمیمی جدی بگیرید؛ زیرا دوران عقد، دوران تجدید نظر است؛ به خصوص اگر خودتان باعث آن نبوده اید و در اصلاح وی با مهر و محبت کوشیده اید. اینها همه نشان از آن دارد که در انتخابتان دقت نکرده اید و پس از ازدواج متوجه واقعیت شده اید. سپری کردن ایام با چنین شخصی، مردگی است نه زندگی؛ زیرا اینگونه افراد بطور معمول اصلاح شدنی هم نیستند؛ طلاق، مبغوض خداوند است؛ چنان که امام صادق  فرمود:
ما مِن شَیءٍ أَبغضُ الی اللّهِ من بیت یُخرَب فی الاسلام بالفرقه.(7)
هیچ چیزی نزد خداوند مغبوض تر از خانه ای نیست که در اسلام با طلاق خراب شود؛
اما حرام نیست و گاهی همین طلاق، به مراتب از زندگی نکبت بار بهتر است.

1. روم (30)، 21.
2. علامه مجلسی، بحارالانوار، ج 68، ص 342
3. انسان مؤمن وقتی وعده ای می دهد، به وعده او اطمینان می شود (همان، ج 72، ص 196)
4. مؤمنان به شرطهایی که می گذارند پایبندند (شیخ طوسی، استبصار، ج 3، ص 232)
5. آمدی، غررالحکم و دررالکلم، ص 451
6. کلینی، کافی، ج6، ص 54
7. کلینی، کافی، ج 5، ص 328

درباره نویسنده

در مورد این مطلب نظر دهید