اگر مى خواهیم خانواده ى خوشبختى داشته باشیم بـایـد از خـودمـان شـروع کنیـم

نوشته شده توسط
بهمن 21, 1395
175 بازدید
0 نظر

روزى استادى سخنور خود را براى سخنرانى مهمى آماده مى کرد و سخت به دنبال موضوعى براى سخنرانى خود مى گشت؛ اما فرزند خردسالش به او امان نمى داد، و پیوسته پدر را به بازى فرا مى خواند.
پدر براى سرگرم کردن کودک پازل و جورچینى که تصویرى از نقشه ى جهان بود به هم ریخت و پیش فرزند گذاشت و گفت: اگر قطعات این جورچین را به درستى کنار هم قرار دادى و نقشه ى جهان را درست کردى پیش من جایزه اى خواهى داشت.
پدر گمان مى کرد کودک پنج ساله نخواهد توانست پازل جهان را بچیند، از این رو استاد فرصتى براى مطالعه خواهد داشت.
اما دیرى نپایید که کودکِ باهوش، پازل جهان را در حالى که درست چیده شده بود پیش پدر آورد.
پدر با شگفتى از او پرسید: چگونه توانستى موفق شوى؟!
کودک زیرک پاسخ داد: این پازل دو رو است، یک سوى آن نقشه جهان و سوى دیگرش تصویر یک انسان! من انسان را درست کردم، خود به خود جهان ساخته شد.
استاد سخنور که تا آن لحظه به دنبال موضوع مناسبى براى سخنرانى خود مى گشت، از سخن فرزندش الهام گرفت و با خوشحالى گفت: موضوع سخنرانى خود را یافتم؛ ” تا انسان درست نشود جهان درست نخواهد شد! ”

آرى عزیزان! به راستى چنین است.
وقتى گناه مى کنیم در چشم همسر و فرزندانمان ناچیز و بى مقدار خواهیم بود، از این رو چندان شگفت نخواهد بود اگر سخن مرا به گوش نگیرند و فرمان نبرند.
هر کسى آرزوى خوشبختى خانواده را در سر مى پروراند، باید از خود شروع کند.
کسى که در عرصه ى بندگى خداوند موفق شود، چنان شُکوه و جلالتى در چشم دیگران خواهد یافت که خود به خود از او اطاعت خواهند کرد.
از خداوند حساب ببریم تا دیگران از ما حساب برند.
بیایید با کردار خود به خوبى ها فرابخوانیم، و نه فقط با گفتار.
وقتى ما بزرگسالان پس از گذشت عمرى دراز هنوز بنده ى مطیعى براى خداوند نیستیم، چگونه از فرزندى خردسال، نوجوانى نوپا و یا جوانى بى تجربه توقع کوچک ترین نافرمانى را نداریم؟!
چرا وقتى مى خواهیم فرزندان خود را پند دهیم، مانند نگاه اربابان به رعیت، متکبرانه و متبخترانه به فرزندان خود مى نگریم؟!
چرا هر یک از تارهاى سفید موى سر و صورت خود را تجربه اى مى پنداریم، در حالى که صادقانه مى توانیم بگوییم: پسر عزیزم! هر یک از تارهاى سفید سر و صورتم نشانه ى دست کم یک اشتباه و خطاست؛ دوست ندارم تو هم مانند من زندگیت سراسر خطا و اشتباه باشد، از این روست که دلسوزانه نگران تو ام.
به جاى این که به همسرم بگویم: تو نمى فهمى. مى توانم فروتنانه بگویم: شاید بدى این کار از شما پوشیده مانده است.
هر پدر و مادرى باید مقبول و محبوب فرزندانشان باشند تا امر و نهیشان بر جان فرزندشان بنشیند.
زن و شوهر نیز باید محبوب و مقبول هم باشند، و هر چیزى که به این محبوبیت و مقبولیت لطمه زند ممنوع است. گاهى جدل و بحث هاى جنجالى و هیجانى به این محبوبیت و مقبولیت خدشه وارد مى کند. گاهى افراط و زیاده روى در سرزنش و پیوسته گله کردن، موجب مخدوش شدن محبوبیت و مقبولیت انسان مى شود.
از امیر بیان، على بن ابى طالب  نقل شده است که فرمود: الافراطُ فى المَلامَه یَشُبُّ نیرانَ اللِّجاج.
زیاده روى در سرزنش، آتش لجاجت را شعله ور مى سازد.

درباره نویسنده

سید مهدی واعظ موسوی، سردبیر و صاحب امتیاز ماهنامه خانواده خوشبخت

در مورد این مطلب نظر دهید