زن پناهگاه مرد است و مرد تکیه گاه زن

نوشته شده توسط
اسفند 11, 1395
184 بازدید
0 نظر

سید مهدی واعظ موسوی

مردى به همراه همسرش مى خواست از عرض رودخانه اى عبور کند، در حالى که پُلى نمى یافت.
زن شجاع و جسورش گفت: بیا از داخل آب عبور کنیم. مرد ترسو و بزدل گفت: من مى ترسم.
زن غیور با اعتماد به نفسى بالایى که در خود سراغ داشت گفت: بیا بر پشت من سوار شو تا تو را عبور دهم. شوهر منفعل و ضعیف، بى درنگ پیشنهاد همسرش را پذیرفت و بلافاصله سوار شد.
همین که به وسط رودخانه رسیدند، زن بیچاره به شوهرش گفت: تو چقدر سنگینى.
مرد با نهایت پررویى گفت: آخه من، ما شاء الله مردى هستم!
آرى! برخى مردانِ بى مسؤولیت بار خود و زندگى را به دوش همسرشان مى گذارند، اما همچنان خود را مرد مى پندارند و مایل اند از امتیازات و اختیارات مردانگى به خوبى بهره ببرند.
«ویل دورانت» در کتاب «لذات فلسفه» در فصلى تحت عنوان «زن امروزى» بر آن است که بعد از انقلاب صنعتى در غرب، مسؤولیت پذیرى مردان رو به کاهش گذاشت؛ چرا که زنان دوش به دوش مردان در بیرون از منزل کار کردند و استقلال مالى یافتند. از این رو مردان بخشى از بار زندگى را به دوش زنان نهادند و بدین ترتیب از مسؤولیت خود کاستند.
زنان نیز هیجان زده به فراخوانِ کارفرمایانِ سودمحور، شتاب زده پاسخ گفته و پشت به خانه، رو به کارخانه نهادند. شاید وقتى اولین دستمزدِ ناچیز خود را دریافت مى کردند بسیار ذوق زده بودند، غافل از این که راحت طلبى و عافیت جویى مرد را فراهم مى آورد.
انقلاب صنعتی در اروپا و سود پرستی کارخانه دارانِ بزرگ سبب شد تا برای دست یابی به نیروی کار ارزان، زنان را به بازار کار بکشانند؛ زیرا زنان، کارگران ارزان و کم توقع بودند.
انقلاب صنعتی موجب شد که زن نیز صنعتی شود. زنان، کارگران ارزان تری بودند و کارفرمایان، آنان را بر مردانِ سرکشِ سنگین قیمت ترجیح دادند. کار پیدا کردن برای مردان دشوار شد اما از زنان و کودکان دعوت به کار مى شد.
کارفرمایان در اندیشه سود و سهام خود بودند و خاطر خود را با اخلاق و رسوم آشفته نمى کردند. کسانی که ناآگاهانه برای خانه براندازی توطئه کردند، کارخانه داران وطن پرست قرن نوزدهم انگلستان بودند. آزادیِ زن ثمره ى پیشرفت های اقتصادی است، و خود زن دخالتی نداشت.
حضور زن در بازار کار و فعالیت های اقتصادی به تدریج باعث شد تا گمان کند برای انجام راحت تر اشتغال خود به پوشش های کم تری آراسته گردد، و از سویى با مصرفی تر شدن جامعه به فکر استفاده از مد روز بیفتد، و بدین ترتیب زنان و دختران که تا به حال در محدوده خانواده عفیفانه می زیستند، در گذر زندگی اجتماعی خود به جلوه گری ها پرداختند، و این امر با گسترش سینما و تقلید از هنرپیشگان زن در روش روبرو شدن با مردان به تنزل روحیه عفاف و پوشیدگی انجامید.
قرآن در آیه ى ٣۴ سوره ى نساء مردان را «قَوّام» نامیده است.
«قَوّام» صیغه ى مبالغه ى «قائم» و به معناى کسى است که ایستادنش فراوانى دارد. یعنى: مرد باید پابرجا و برقرار باشد.
مرد باید چونان ستونى محکم و استوار تکیه گاه قابل اعتماد همسرش باشد. زن به چنین مردى مى تواند افتخار کند.
مرد باید فعال باشد و نه منفعل. مردى که زود برآشفته مى شود «قَوّام» نیست. مردِ زودرنج، دهن بین، احساساتى، هیجان مدار، دمدمى مزاج و وابسته، «قَوّام» نیست.
براستى قرآن زیباترین، کامل ترین و رساترین تعبیر را در تبیین جایگاه مرد در خانواده و اجتماع فرموده است: الرِّجالُ قَوّامونَ عَلَى النِّساء.
قرآن مردان را مسلط و چیره ى بر زنان و یا فرماندهان زنان و یا آقاى زنان ندانست؛ بلکه گویا مردان را ستون خیمه ى زندگى مى داند و زنان را چادر این خیمه، که مردانش را با عواطف خویش پوششى وصف ناپذیرند.
زن پناهگاه مرد است و مرد تکیه گاه زن.
حیدر کرّارِ غیر فرار، پشت به نامردمى هاى روزگار، رو به سوى فاطمه مى گذاشت و مى فرمود: هرگاه چشمم به چشم فاطمه مى افتد غم هاى عالم از دلم برداشته مى شود.

ادب عشق تقاضا نکند بوس و کنار
دو نگه چون به هم آمیخت، همان آغوش است

مرج البحرین یلتقیان، گویا دو دریاى مهر به هم پیوند مى خورد. از این رو بر این حدس و گمانم که تا فاطمه را داشت سر در چاه نکرد و با او درد دل گفت و چون او را از دست داد، به زلال چاه، راز دل گفت.

برچسب:

درباره نویسنده

در مورد این مطلب نظر دهید