اقتـدارگـرایـی در مــــردان

نوشته شده توسط
اسفند 11, 1395
233 بازدید
0 نظر

منظور از اقتدار در مرد چیست؟
اقتدار مرد یعنی احساس مردانگی و نقش تکیه گاهی برای زن به این معنا که مرد احساس کند همسرش به او تکیه دارد و او را حامی خود می داند. معنای اقتدار در مرد، پایه بود او برای زن است. مرد اقتدار را دوست دارد. ناپلئون می گوید: «مرد دسترنج خود را زر می کند و به پای زنش می ریزد تا بدین وسیله به او افتخار شود». مرد دوست دارد زنش شیفته ی او باشد و این حس را در مرد بیدار کند که شاهزاده سوار بر اسب سفید رؤیاهای زن است.
اقتدار، ویژگی روحی و شخصیتی مرد است که خداوند به مناسبت جایگاه و رسالت او در وجودش نهاده. مسئولیت مرد، حضور در اجتماع، ارتباط با افراد گوناگون و … ویژگی اقتدار را می طلبد.
بر اساس آیات شریف قرآن و روایات امامان معصوم  خداوند، مرد را تکیه گاه زن قرار داده، می فرماید: الرجال قوامون علی النساء.
مردان سنگربانان زنان هستند.
در روایات هم آمده:
فان الله عزوجل لقد جعله القیّم علیها.
خداوند، مرد را مایه ی قوام زن قرار داده است.
اقتدار مرد، هرگز به معنای قلدری، خودخواهی، زورگویی، لجبازی، سلطه جویی و مردسالاری نیست. مردسالاری دیروز، نتیجه اش زن سالاری امروز می شود. مرد مقتدر تهدید نمی کند؛ فریاد نمی کشد؛ فرمان نمی دهد و …؛ بلکه مهربان و دلسوز است.
عطوفت مرد، با اقتدار او به راحتی قابل جمع است. این از ویژگی های انسان با کرامت است که هم محبوب و هم مقتدر باشد.
امام علی  فرمود:
الکریم عند الناس محبوبٌ مهابٌ.
مرد، نماد قدرت است و هرگز دوست ندارد قدرتش مورد سوال قرار گیرد و زنش قدرت او را قبول نداشته باشد. اگر زن در مقابل اقتدار مرد مقاومت کند مرد می کوشد قدرتش را در راه های نادرست به کار گیرد؛ افزون بر این که اگر اقتدارش به خطر افتد، احساس بی لیاقتی و بی کفایتی می کند و شوهر شایسته ای برای همسرش نخواهد بود.

اقتدار مرد در روابط خانوادگی
شوهرم به رابطه من با پدرم بسیار حساس است و وقتی به پدرم توجه می کنم و از او کمک می گیرم، حسادت می ورزد علت این رفتار او چیست؟
ناراحتی شوهرتان به این علت است که احساس می کند تکیه گاه شما همچنان مانند دوران مجردی، پدرتان است. شما به پدرتان پناه می برید؛ اما همسر شما دوست دارد او حامی و تکیه گاهتان باشد و همین سبب می شود بدون این که از پدر شما بدی دیده باشد، کدورتش را به دل گیرد. یکی از علت های مهم برخوردهای سرد آقا یا قطع رابطه با خانواده ی همسرش، همین مسئله است؛ بنابراین به شما سفارش می کنیم:
1. روابط خود را با خانواده محترمتان مدیریت کنید. زیاده روی در ایجاد ارتباط با پدر و مادر، این پیام را به شوهرتان میدهد که آن ها برایتان مهم ترند؛
2. در حضور همسر خود، ارتباط عاطفی زیادی با خانواه خود برقرار نکنید؛
3. وقتی با همسرتان به منزل پدری می روید، همسرتان را تنها نگذارید. حضور شما در اتاق دیگر یا آشپزخانه و کنار خانواده، همان پیام ناخوشایند را به او می دهد؛
4. تا حد امکان از پدرتان (به ویژه در امور مالی) کمک نگیرید؛
5. تا حد امکان با خانواده خود و بدون حضور شوهر به مسافرت تفریحی نروید و اگر رفتید، روزی دو یا سه بار با او تماس بگیرید و جویای حالش شوید؛
6. اگر بین پدر و شوهرتان اختلاف سلیقه ای پیش آمد و حق با شوهرتان بود، حتما در غیاب پدر، از شوهرتان حمایت کنید.

اقتدارناپذیری زن در مقابل مرد
در کشور ما خانم هایی هستند که پذیرش اقتدار مرد برایشان سخت است و این گونه اندیشه ها را قدیمی و از مد افتاده می دانند. برای آنان چه توضیحی دارید؟
شاید این گروه از زنان، معنای اقتدار را نمی دانند و می پندارند که اقتدار به معنای قلدری و سلطه جویی است.شاید هم برخوردهای نادرست برخی آقایان و سوء استفاده از مسئولیت و اقتدار، این مقاومت روانی را در آنان ایجاد کرده است. اقتدارپذیری در فطرت زن قرار دارد و زن دوست دارد مردش مقتدر باشد تا بتواند به او تکیه کند. زن دوست دارد همسرش مرد باشد؛ به همین دلیل می گوید: قول مردانه بده! مرد باش! نامردی نکن!
خانم آنجلیس در کتاب رازهایی درباره مردان می گوید: هر قدر مرد ناتوان تر جلوه کند، از جذابیت او برای همسرش کاسته می شود.
اگر مرد، احساس اقتدار نکند و همسرش اقتدار او را نپذیرد، احساس بی کفایتی می کند و دودش به چشم خانم می رود. خدایی که زن و مرد را آفریده، چنین ویژگی هایی را در وجود آنان قرار داده و احکامی را هم که صادر فرموده، بر همین اساس است درست مانند کسی که وسیله ای را اختراع می کند و با تمام جزئیات، کارکرد آن، روی مورد نیاز، شیوه ی استفاده و نگهداری از آن آشنا است. این همان فرموده ی خدا و رسول و حتی غربیانی است که سوز تربیتی دارند.
آگاه باشید فریب کسانی را نخورید که سفارش می کنند زن ها اقتدار مرد را رد و مردگونه زندگی کنند؛ زیرا این گونه شیوه های القایی، نهاد خانواده را از هم می پاشد.
به این گروه از زنان توصیه می کنیم که نه تنها اقتدار همسر خود را نشکنند؛ بلکه با برخوردهای مناسب (اطاعت کردن، مجادله نکردن و …) و گفتن جمله های اثرگذار به ویژه در جمع (اگر همسر من نبودی، زندگی برایم سخت بود؛ من به تو افتخار میکنم؛ به شوهرم مباهات میکنم؛ از این که با تو ازدواج کرده ام به خود می بالم؛ تو هدیه ی خدا به منی؛ تو جواب آرزوهای منی؛ تو مرد رویاهای منی و …) اقتدار همسرشان را بیشتر کنند.
شما به مرد خود اقتدار بدهید؛ نتیجه ی شگفت انگیز آن را خواهید دید. آقای کارول بیکر می گوید: «مطیع مرد باشید تا شما را بپرستد».
اگر اجازه دادید شوهرتان احساس اقتدار کند، دیگر هیچ زنی نمی تواند از او دلربایی کند.

حافظ می گوید:

مرا در خانه سروی هست کاندر سایه قدش
فراغ از سرو بستانی و شمشاد چمن دارم
اگر صد لشکر از خوبان به قصد دل کمین سازند
بحمدالله و المنه بتی لشکر شکن دارم

البته اقتدار دادن به مرد به این معنا نیست که خود را برده ی شوهر کد. زنی که خود را برده شوهر می کند، از چشم او می افتد و این برای زن به معنای از دست دادن معبود است که وحشتناک خواهد بود و گاهی حتی با پایان گرفتن دنیا نیز برابری می کند و حتی ممکن است او را به مرز خودکشی هم برساند.
تمام هم و غم فمینیست ها این بوده که اقتدار مرد و عاطفه ی زن را از بین ببرند که آفات و آسیب هایش اکنون در جوامع غربی کاملا آشکار است. پس به خدا و دستورهای نورانی اسلام اعتماد کنید که با فطرت سالم و جسم و روح انسان هماهنگ است و سلامت فرد و جامعه را به ارمغان می آورد.

مخالفت زن با مرد و اقتدارشکنی
اگر زن با نظرهای جزئی همسر مثل جالب بودن یا نبودن فیلم و سریال های تلویزیونی مخالفت کند و او پرخاش کند، نشانه ی بی ظرفیتی شوهر است؟
ابراز رأی و اندیشه ی مخالف و تحمل آن در محفل های علمی و در صحنه های سیاسی یا اجتماعی، بسیار مهم و ارزشمند و برای هر یک از زن و مرد لازم است؛ اما در زندگی زناشویی، این گونه مخالفت ها از سوی زن شایسته نیست و اقتدار مرد را می شکند. رد کردن نظر مرد و جدال با وی، این پیام را به او می دهد که پایه های اقتدارش شکسته است و نمی تواند تکیه گاه خوبی باشد. اگر شوهرتان با شما مقابله می کند، هدفش حفظ و بازیابی اقتدار است. موضوع برای وی مهم نیست و تنها انگیزه اش این است که اجازه ندهد پایه هایش فرو ریزد؛ پس در این گونه موارد، با او همراه شوید و اگر نظرش اشتباه بود، ترمیمش کنید؛ برای مثال اگر همسرتان به بهانه ابری بودن هوا و احتمال باران، پیشنهاد کرد خرید لوازم منزل به روزی دیگر موکول شود، ساعاتی بعد، از سر مخالفت نگویید: «باران نیامد»؛ بلکه بگویید: «این هوایی که من دیدم، باید باران بسیاری می بارید». این مطلب یعنی شوهرم تو اشتباه نکردی؛ بلکه هوا اشتباه کرد که با تو همراه نشد.

اقتدار دادن به مرد و ضعف در مدیریت او
اگر من به شوهرم اقتدار بدهم و اشکال هایش را نادیده بگیرم، ضعف مدیریت او مشکلات فراوانی را به بار می آورد. در این گونه موارد چه باید کرد؟
حفظ اقتدار مرد به این معنا نیست که زن از یادآوری اشکالات او بپرهیزد؛ زیرا لازمه زندگی مشترک این است که مسائل را با همسر خود در میان بگذارد و در پیشرفت زندگی با یکدیگر همراهی و همکاری کنند؛ اما چون پذیرش انتقاد زن برای مرد سخت است (چون هر مردی، انتقادها و نصیحت های زنش را نشانه ی بی اعتمادی او به خود می داند و می پندارد که همسرش او را ضعیف شمرده، نمی تواند به او تکیه کند)، مقاومت می کند؛ پس خوب است از راه های دیگری وارد شوید؛
به طور نمونه:
1. کامیابی هایش را پررنگ کنید تا خودباوری اش بالا رفته، احساس لیاقت بیشتر کند و در پی آن، ضعف مدیریتش کاهش یابد؛
2. از روش الگویی استفاده کنید؛ یعنی خودتان راه درست را پیش گیرید و بدین ترتیب، او رابه خیر و صلاح فراخوانید. امام صادق  فرمود:
کونوا دعاه للناس بغیر اَلسِنَتِکم. مردم را با رفتارتان به راه راست بخوانید؛
3. در همه مواردی که تذکر ندادن شما مشکل اساسی ایجاد نمی کند، پند و اندرز را ترک کنید تا خودش بر اساس اصل مواجهه با پیامدهای طبیعی و منطقی رفتار، با پیامدهای طبیعی رفتارش مواجه شود و واقعیت را دریابد و درس بگیرد. بدین ترتیب در تصمیم های بعدی حساب شده تر عمل خواهد کرد؛
4. چنان چه با هیچ یک از این راهکارها به نتیجه ی مطلوب نرسیدید و ناتوانی وی در مدیریت، لطمه های جدی و جبران ناپذیری به زندگی می زند می توانید تذکر کلامی را برگزینید که البته آن هم شرایط خاص خودش را دارد. تذکر کلی اگر با شرایط انجام شود، پذیرفته می شود؛ چون بر اساس سخنی از امیر مؤمنان غریزه ی مؤمن بر پند و اندرز است: المومن غریزته النصح.

سن بالاتر زن و اقتدارشکنی
خانمم سه سال از من بزرگ تر است و دوست دارد مطیع او باشم. آیا چنین کاری درست است؟
وقتی سن خانم بیشتر باشد، چون رشد عقلانی بیشتری دارد ناخودآگاه به این سمت کشیده می شود که احساس اقتدار کند و مرد را مطیع خویش سازد. این احساس، نقش مادری به او می دهد و به امر و نهی یا رفتارهای مثل مرتب کردن مو یا لباس مرد می انجامد.
این گونه برخوردها این پیام را به شوهر می دهد که توانایی مراقبت از خودش را ندارد و نیازمند آن است که همسرش از او مراقبت کند. چنین رفتارهایی اقتدار مرد را می شکند و برای او بسیار زجرآور است.
زن باید بداند شوهرش از او دلبری میخواهد نه دلیری، دلیری ویژگی مردان است. این شیوه ی برخورد، افزون بر اقتدارشکنی، نوعی سردمزاجی (اختلال میل جنسی کم کار) را نیز در پی خواهد داشت؛ زیرا مرد همسرش را در نقش مادر خود می بیند و هیچ مردی راضی نمی شود با مادر خود رابطه ی زناشویی داشته باشد؛ البته این سفارش ها به معنای مهربانی نورزیدن نیست؛ چرا که مهرورزی و مادری کردن دو مقوله ی جدا از هم هستند. همچنین به این معنا نیست که تذکری در کار نباشد؛ بلکه یادآوری لازم است؛ اما راهکارهایی دارد.

اشتغال زن و اقتدارشکنی
دو سال است به تشویق شوهرم، بیرون از منزل کار می کنم؛ اما مدتی است رفتارش تغییر کرده، مانند گذشته به من و خواسته هایم توجه کافی نمی کند. علت این برخوردها چیست؟
شما شاغل شده و استقلال مالی یافته اید. مرد، استقلال مالی همسرش را به این معنا می داند که در بخش مادیات به او نیازی ندارد و تکیه گاه زنش نیست. این مسئله مرد را می رنجاند؛ به ویژه اگر خانم به زبان بیاورد و بگوید: «من به تو نیازی ندارم».
درآمد زن به اقتصاد و رفاه خانواده کمک می کند؛ اما با وجود این واقعیت، بسیاری از مردان از اشتغال همسرشان خرسند یا راضی نیستند؛ زیرا نگرانند به اقتدارشان لطمه وارد شود.
از سوی دیگر، ممکن است خانم بدون توجه به محیط خانواده، همان فرمان های محل کار را درمنزل نیز صادر کند که این هم برای آقا خوشایند نیست؛ پس اگر خانم به کار در بیرون از منزل مایل است، باید با مهارت های رفتاری آشنا شود و آن ها را به کار بندد. باید بدون منت و احساس قدرت، به وضع اقتصادی خانواده کمک و نقش تکیه گاهی همسرش را نیز حفظ کند.

تحصیلات عالیه خانم و اقتدارشکنی
با این که خودم لیسانس دارم و شوهرم دیپلمه است، همیشه مرا سرزنش میکند و احترامم را به ویژه در حضور خانواده و خویشانش حفظ نمی کند. به نظر شما علت این رفتار او چیست؟
رفتار همسر شما پسندیده نیست؛ اما شما هم باید در جست و جوی علت برآیید. سبب ناخودآگاه این برخورد، همین اختلاف سطح تحصیلاتتان است. همسر شما می پندارد اقتدار ندارد؛ به همین دلیل است که در ملاک های ازدواج گفته ایم بهتر است سطح تحصیلات آقا در ازدواج، از خانم بالاتر باشد یا اگر تحصیلات بالاتری ندارد، جایگاه اجتماعی خوبی مانند قهرمانی در ورزش، مهارت در نویسندگی و مانند اینها را داشته باشد.
برای رفع این مشکل به نکات ذیل توجه کنید:
1. هرگز در زندگی زناشویی، مدرکتان را به رخ همسرتان نکشید و بر او منت نگذارید؛
2. ازدواج با او را از روی ترحم ندانید و به زبان هم نیاورید که لطف کرده و شخصی را برگزیده اید که مسیر دانش را کمتر از شما پیموده است؛
3. اگر زمانی لازم دانستید نکته ای را به وی تذکر بدهید؛ از حالت تحکم و بیان مقتدرانه بپرهیزید. ابتدا زمینه های عاطفی این گفت و گو را فراهم آورید؛ سپس با لحنی آرام و دور از نصیحت وارد شوید.
اگر این مقدمات را نادیده بگیرید، ممکن است به سبب همان مدرک بالاتر شما گمان کند معلم اخلاقش شده اید و اندرزش می دهید که این مسئله برای مرد به سبب ویژگی اقتدار، قابل پذیرش نیست. گاهی پند و اندرزهای زن به علت تحصیلات عالیه نیست؛ بلکه به سبب هوش و ذکاوت بالاتر است که باز هم باید توجه کند. هیچ مردی نمی تواند تحمل کند که زنش باهوش تر از او باشد. اگر زن باهوش سعی کند شوهرش را راهنمایی کند یا پیشنهاداتی به او بدهد، مرد آن را به حساب تحقیر شدن از طرف زنش می گذارد و آرامش او را با حرف ها یا حرکاتش بر هم می زند؛
4. اگر در پی زندگی بانشاط و باصفایی هستید، به گونه ای رفتار کنیدکه احساس کند سطح علمی بالاتری دارد. به همین علت است که اگر به زن، به اعتبار شوهرش که پزشک است، بگویند «خانم دکتر» خیلی خوب است، اما اگر به مرد به اعتبار زنش که پزشک است بگویند «آقای خانم دکتر» خیلی بد است.
با رعایت موارد یاد شده و سایر لطافت های رفتاری، خواهید دید که نه تنها شما را نکوهش نمی کند؛ بلکه احترام می گذارد و شأن شما را نیز رعایت خواهد کرد.

عوامل تضعیف اقتدار مرد
بسیار مایلم شوهر مقتدری داشته باشم و نمی دانم چه رفتارهایی اقتدار مرد را از بین می برد. لطفا راهنمایی کنید.
مهم ترین عواملی که به تضعیف اقتدار مرد می انجامد، از این قرار است:
1. تهدید: اگر زنی شوهرش را تهدید کند، اقتدار او را به خطر اندازد. در ساختار مغزی مردان، تهدیدپذیری وجود ندارد تا بتوانند مدیریت های کلان سیاسی-نظامی را به عهده بگیرند؛
2. سرزنش: شوهرتان را سرزنش نکنید. عبارت هایی مانند «اگه مسیر رو اشتباه نمی رفتی، به موقع به عروسی می رسیدیم؛ چند بار بهت گفتم حوله رو رو زمین ننداز؛ چقدر باید بهت بگم رختخوابت رو جمع کن؛ چند بار بهت بگم قبل از خواب، چراغ ها رو خاموش کن و…» اقتدارشکن هستند.
گاهی مرد می گوید: نمی دانم این ماه چگونه اجاره خانه را بپردازم. زن بی درنگ می گوید: من که گفتم در مورد فلان چیز این قدر خرج نکن! این برخورد، اقتدار مرد را به خطر می اندازد؛ چون چنین در می یابد که همسرش می خواهد به او درس بدهد و به او گوشزد کند که احساس مسئولیت بیشتری داشته باشد.
مرد، زمانی از اشتباهات خود درس می گیرد که کسی قصد اصلاح او را نداشته باشد یا کسی به علت اشتباهاتش او را سرزنش نکند. مرد برای اصلاح به حمایت نیاز دارد. اگر شوهر شما اشتباه می کند، نه تنها اورا توبیخ نکنید؛ بلکه در صدد ترمیم اشتباه او باشید.
3. جدال: جال زن با مرد در مسائل گوناگون مانند فیلم، سریال، مسائل سیاسی، تربیت فرزندان و رفت و آمد با دیگران، او را به واکنش و مقاومت وا می دارد؛ زیرا برداشت مرد از این جدال ها آن است که همسرش او را معیوب و ناقص می داند و این به معنای شکستن اقتدار او است؛
4. دلیری: دلیری زن در برابر مرد، به اقتدار مرد آسیب می رساند. وقتی زن دلیری می کند، مرد قدرتش را دو برابر می کند تا بر او پیروز شود.
مرد هرگز دلیری زن را برنمی تابد. این زن است که از مرد دلیری می خواهد. مرد از زن دلبری می خواهد. قدرت برای مرد، عین جذابیت، و جذابیت برای زن، عین قدرت است؛
5. به رخ کشیدن: هرگز چیزهایی مانند پول و مقام پدر یا خواستگاران قبلی خود را به رخ شوهرتان نکشید. هرگز نگویید اگر تو نمی آمدی، ده تا خواستگار بهتر از تو داشتم؛
6. قهر: وقتی زن با مرد قهر می کند، می خواهد بگوید حضور تو و توجه تو به من کم است؛ اما مرد این گونه در می یابد که بود و نبودش یکسان است. مرد گمان می کند زنش از تکیه و اعتماد به او صرف نظر کرده؛ در حالی که او دوست دارد تکیه گاه زنش باشد؛ به همین علت، وقتی زن یک ساعت قهر می کند، مرد دو هفته به او بی اعتنا می شود یا اگر به منزل مادرش برود، سراغش نمی رود و وقتی زن خودش بر می گردد، اظهار خوشحالی نمی کند و شاید او را مسخره هم بکند؛
7. ناسپاسی: رسول اکرم  فرمود:
اگر زنی به شوهرش بگوید: من در زندگی از تو خیری ندیده ام؛ اعمالش از بین می رود.
این اندرز گرانبها برای پیشگیری از اقتدارشکنی مرد است؛ چون معنایش این است که تو در ایفای نقش حمایتگری ناموفق بوده ای. این جمله که من از تو خیری ندیده ام»، با عبارت «من به تو افتخار می کنم» که به مرد، اقتدار بسیاری می بخشد، در تضاد است؛
8. نصیحت: پند دادن مستقیم به مرد و بدون رعایت شرایط، از دید او به معنای انتقاد است و انتقاد یعنی تو معیوبی و نقص داری و در نتیجه یعنی اقتدار نداری؛ پس اگر می خواهید به شوهر خود پند دهید، حتما باید شرایطی را رعایت کنید.
9. نقش مادری: هرگز برای شوهرتان مادری نکنید. زنانی که چند سال از شوهرشان بزرگ ترند، به طور معمول در جایگاه مادر قرار می گیرند و این نقش برای مرد جالب نیست. عبارت هایی نظیر «کیف پولت یادت نره؛ یادت نره لباساتو از خشکشویی بگیری؛ قبض برق رو پرداخت کنی؛ زود بیای خونه؛ نون بخری؛ با دوستات حرف نزنی و … به ویژه با حالت تحکم، اقتدار مرد را به خطر می اندازد.

پرسیدن علت تأخیر از مرد
وقتی شوهرم دیر به منزل می آید و از او می پرسم:کجا بودی؟ خیلی ناراحت می شود و می گوید: به من اعتماد نداری؟ آیا سوال کردن من، کار نادرستی است؟
ابتدا توجه به این نکته لازم است که آقایان نه تنها نباید از این رفتار همسر برنجند، باید خرسند نیز باشند؛ چرا که این گونه پیگیری ها ناشی از حس تملک زن و نشانه ی محبت او است.
خانمها نیز باید مراقب این گونه برخوردهای خود باشند؛ زیرا در موارد بسیاری، مرد چنین رفتارهایی را با توهین می پندارد و احساس می کند همسرش به او اعتماد ندارد.
گاهی اقتضای بعضی شغل ها چنین است که آغاز مشخصی دارند؛ اما پایان آن ها معلوم نیست؛ برای مثال، آقا مغازه دار است و هنگام تعطیل کردن، با ورود چند مشتری مواجه می شود یا پزشکی است که بیمارش به او نیاز پیدا کرده یا تعداد بیمارانش در مقایسه با روزهای گذشته، بیشتر شده یا عمل جراحی اش طول کشیده است. همچنین است مشاوری که اگر سخن را قطع و مشاوره را ترک کند، زحمت هایش هدر می رود و مواردی از این قبیل؛ از این رو مطرح کردن «کجا بودی؟» شایسته نیست و صورت خوشی ندارد.
امام رضا  فرمود:
لا تسأل عما لاتحتاج الیه. از چیزی که به آن نیاز نداری نپرس.
چون این گونه سوال ها برای ما نفعی ندارد. از آن ها نهی شده ایم. حضرت مولا امیر مومنان فرمود:
ویلک سل عما یعنیک و تسأل عما لا یعنیک. از چیزی بپرس که به تو نفعی می رساند و از چیزی که نفعی برایت ندارد، نپرس.
در مواردی هم که تأخیر همسرتان را غیر عادی می دانید بهتر است او شما را از تأخیرش آگاه کند و اگر چنین نکرد بعد از ورود به منزل علت تأخیرش را بیان خواهد کرد. در غیر این صورت، اگر حس تملک شما وادارتان کرد سبب دیر آمدنش را جویا شوید تا نگرانی تان رفع شود، در وضعی مناسب و با لحنی شایسته وارد صحبت شوید و بدانید که اگر چنین کنید، همسرتان با این برخورد شما نمی رنجد. متأسفانه این گونه سوال ها به طور معمول با تحکم و لحنی آمرانه و در جایگاه یک معلم با بزرگ تر یا همراه با شکایت و اعتراض و چهره ای در هم کشیده، مطرح می شود و نتیجه اش به جای مهر و دوستی، همان مقاومت و احساس بی اعتمادی و سردی رابطه ها است؛ از این رو امیر مؤمنان  فرمود:
سل مُتَعَلِّما و لاتسأل مُتَعَنِّتا. برای آگاه شدن سوال کن و از روی خیره سری و سرسختی سوال نکن.

برخورد زن با تأخیر مرد
وقتی شوهرم دیر به منزل می آید، چگونه با او برخورد کنم تا تأثیر بیشتری داشته باشد؟
در روانشناسی و مباحث تربیتی، بحثی با عنوان «پیام من» و «پیام تو» وجود دارد. بر اساس این اصل روانی، اگر گوینده می خواهد شنونده در برابر سخنش مقاومت نکند و حرف او را بپذیرد، باید از «پیام من» استفاده کند. به عبارت دیگر باید به جای توبیخ و سرزنش، احساس خودش را به فرد مقابل منتقل سازد.
وقتی مردی دیر به خانه می آید، خانم برای ابراز نگرانی از تأخیر او دو راه دارد:
1.می تواند با تحکم چهره ای در هم کشیده و گله مندی از همسرش بپرسد: «تا حالا کجا بودی؟ تو چرا به فکر ما نیستی؟ چرا این قدر بی مسئولیت هستی؟»… و البته بدتر از آن، زمانی است که عبارت هایی منفی به کار برد که از خطا و خلافکاری مردش حکایت کند؛ مثلا بگوید «خوش گذشت؟! کجا سرگرم بودی؟! خواسته هایت برآورده شد»؟! و… .
2. می تواند با مهربانی، سخنان نرم و محبت آمیز و نگاهی نگران به همسرش بگوید «من خیلی نگران شدم؛ چون خیی شما را دوست دارم وبه شما وابسته هستم» و … .
روش اول، استفاده از پیام «تو»، و دوم، بهره بردن از پیام «من» است. «پیام تو» حس مقاومت را برمی انگیزد و نه تنها وجدان مرد را درگیر نمی کند؛ بلکه او را به ادامه ی راه نادرست ترغیب می کند؛ اما «پیام من» احساس درونی زن را به او منتقل، و حس همسری و مسئولیتش را تحریک می کند و مرد را به برخورد خوب و توضیح و حتی عذرخواهی وامی دارد.
برخوردهای خشک و چکشی به جز مقاومت و برداشت های نادرست که شما به او اعتماد ندارید، نتیجه ای ندارد و چه بسا شوهر را به دروغگویی و فریبکاری بکشاند؛ زیرا یکی از عوامل دروغگویی مردان، همین توبیخ های زیاد زنان است. گاهی هم مرد را خطرهای جدی تهدید می کند؛ مثلا برای این که تأخیرش را جبران کند، بر سرعت رانندگی می افزاید که ممکن است باعیث تصادف های بسیار خطرناک شود.

سوال زن از پول های مشکوک مرد
شوهرم پول های مشکوکی به خانه می آورد و من می دانم که از میزان تلاش او خیلی بیشتر است. آیا وظیفه دارم درباره ی درآمدش از او چیزی بپرسم؟
بله. زن و شوهر در مقابل هم وظایفی دارند و یکی از آنها، حفظ یکدیگر از لغزش و گناه است. یک معنای «هن لباس لکم و انتم لباس لهن» همین است؛ یعنی همسران، هم عیب ها و رازهای یکدیگر را می پوشانند و هم یک دیگر را محافظت می کنند و یکی ازکارکردهای مهم لباس، حفظ بدن از سرما و جراحت ها است.
زن و مرد هنگام لغزش و گناه باید مانع یکدیگر شوند و البته شیوه های درست را در این مسیر برگزینند. لغزش هایی که ضرر جمعی دارند، مهم ترند: مانند کسب حرام که آثار نامطلوبی را بر همسر و فرزندان برجا خواهد گذاشت؛ به همین علت، نهی از لقمه حرام در روایات فراوانی به چشم می خورد.
درست است که پیشوایان ما سازگاری را نیمی از زندگی شمرده اند: «الرفق نصف العیش»؛ اما سکوت شما در این گونه موارد، سازش است نه سازگاری. سازگاری یعنی در برابر کمبودها، مشکلات رفتاری، اختلاف سلیقه ها و … با همسرتان کنار بیایید. سازش که در زبان دینمان، «مداهنه» نامیده می شود، امری ناپسند و مورد نکوهش معصومان  است.
نکته ی مهم این است که ابتدا مطمئن شوید درآمد همسرتان از راه حرام است؛ چون ممکن است وام یا قرض گرفته باشد و برای حفظ اقتدارش از شما پنهان کند؛ پس از قضاوت ناآگاهانه بپرهیزید. در صورتی که یقین کردید درآمدش حلال نیست. سطح انتظاراتتان را پایین بیاورید و با بیانی نرم و مهرآمیز از او بخواهید این شیوه ناپسند را کنار بگذارد. بگویید: راضی نیستید به هر قیمتی به خواسته هایتان برسید و درآمد کم، اما حلال و بابرکت را به مراتب بر ثروت زیاد و حرام ترجیح می دهید. همسر شما باید بداند یکی از عوامل مهم بزهکاری و جرم های جوانان و نوجوانان بر اساس آمار، لقمه ی حرام پدر است.

مخالفت مرد با خواسته های همسر
برخی مردان بدون دلیل منطقی، با تقاضاهای همسرشان مخالفت می کنند. آیا این ویژگی از اقتدار مردان ناشی می شود؟
اگر بدون دلیل مخالفت کند، هدفش اثبات اقتدار است. در مواردی هم ممکن است علتی داشته باشد که به روزها قبل مربوط می شود. در صورتی که هدفش اثبات اقتدار باشد، می خواهد ببیند که آیا همسرش سخن او را می پذیرد یا نه؛ پس زن نباید با همسر خود مقابله کند، بلکه باید به آرامی نظر همسرش را بپذیرد. در این صورت، تقاضاهای بعدی او را رد نخواهد کرد؛ ولی اگر کار به مقابله و کشمکش برسد، لجبازی و قدرت نمایی خواهد کرد که پیامدهای خوشی ندارد.
درخواست نادرست زن از مرد مثلا با زور و قلدری یا با حالت تحکم، از عوامل جدی مخالفت مرد با خواسته های زن است. زن می تواند هرچه از شوهرش بخواهد، به دست آورد؛ به شرطی که به او بفهماند آقا و فرمانروای منزل است.
این نکته در جمع ها بیشتر اهمیت می یابد؛ برای مثال، اگر آقایی در میهمانی و توسط یک فیلم یا سریال جذاب به خانمش پیشنهاد رفتن بدهد و خانم نپذیرد، اقتدار همسرش را میشکند و احساس بی کفایتی را در وی ایجاد یا تشدید می کند؛ پس در چنین مواردی به خواسته همسرتان پاسخ دهید و از نظر دیگران هم نترسید. شما باید بیش و پیش از هر چیز به صفا و صمیمیت بین خود و همسرتان بیندیشید که ماندگار است.
ناگفته نماند که اثبات اقتدار، معمولا به نخستین سال های ازدواج مربوط می شود و کم کم که مرد احساس کند اقتدارش تثبیت شده نرمی و تفاهم جای آن را می گیرد و اگر با گذر زمان و مدارای خانم رفتارهای تحکمی مرد ادامه یافت این رفتارها به خلأهای عاطفی و فشارهای دوران کودکی برمی گردد.

جلوگیری مرد از پیشرفت همسر
چرا بعضی آقایان جلو پیشرفت همسر خود را می گیرند؛ اما خانم ها از رشد همسر خود خشنود می شوند؟
هر مردی دوست دارد شاهد پیشرفت همسرش باشد؛ چون مایه فخر و مباهات او خواهد بود. از سوی دیگر، وقتی زن پا به پی مرد در زمینه های گوناگون رشد می کند، فاصله ی میان آن ها کمتر می شود و اختلاف فکری زیادی نخواهند داشت؛ اما اینکه برخی آقایان پیشرفت همسرشان را نمی پسندند، به این علت است که اقتدار خویش را در خطر می بینند؛ پس اگر زن به همسر خود اعتبار بدهد و به گونه ای رفتار کند که تکیه گاه بودن شوهر حفظ شود، با مخالفت مرد در مسیر رشدش مواجه نخواهد شد؛ به طور مثال، اگر درآمدی دارد به رخ همسر نکشد یا احساس استقلال نکند و همیشه خودش را وابسته به او نشان دهد. اگر هم جایگاه عملی و اجتماعی خوبی نصیبش شده، بر شوهر نتازد و همچنان مردش را صاحب مسئولیت و مدیر خانواده بداند.
این که پیشرفت مرد سبب خشودی همسرش می شود، به این علت است که بر اقتدار مردش می افزاید و هر چه اقتدار او بیشتر باشد شخصیتش برای زن جذاب تر خواهد بود و زنان معمولا چنین مردانی را بیشتر می پسندند پس رشد شوهر نه تنها باعث نگرانی زن نیست؛ بلکه نشاط و شادمانی او را به ارمغان می آورد.

اقتدارپذیری در زن
آیا همان گونه که مرد اقتدارگرا است می توان گفت که زن نیز اقتدار پذیر است؟
بله. خداوند همان گونه که مرد را اقتدار گرا آفریده، به زن نیز به طور فطری و طبیعی ویژگی اقتدارپذیری را بخشیده است؛ به همین علت نخستین ملاک دختر در انتخاب همسر نقش تکیه گاهی مرد است یعنی دنبال مردی می گردد که بتواند به او تکیه کند و نیز به همین علت است که زن متأهل از مرد مامانی(مامی بوی= بچه ننه) که به مادرش تکیه دارد بیزار است؛ چون نمی تواند تکیه گاه خوبی برای زن باشد.
زن از صمیم قلب دوست دارد شوهرش با غیرت و شجاع، اهل کار و پیکار و پشتکار، سرسخت، مصمم و باکفایت و تدبیر باشد و از شوهری که روحیات و رفتار مردانه (قدرت، تدبیر، ذکاوت، شجاعت و گاهی برخوردهای خشک و خشن مردانگی) نداشته باشد، ناراضی و گاهی بیزار است. احساس امنیت و آرامش می کند. او در سایه اقتدار مردانه رشد می کند و همچون نیلوفری است که به دیوار یا چوبی تکیه کرده بالا می رود و همه جا را با گل های زیبا می پوشاند و فضا را عطرآگین می سازد.
برخی زنان از شوهر زن ذلیل ابراز رضایت می کنند و به زنان دیگر فخر می فروشند که شوهرشان را مانند موم در دستشان گرفته اند و پیوسته سرکوفت می زنند و شوهر لب به اعتراض نمی گشاید؛ اما این خرسندی کاملا ظاهری است و چنین زنانی به یقین از شوهرشان بیزارند.
ویژگی اقتدار پذیری زن که در قالب اطاعت از شوهر نمایان می شود، در قرآن کریم نیز به صراحت آمده است: فالصالحات قانتاتٌ؛ زنان صالح، فرمانبردار همسران خود هستند؛ یعنی در قالب اطاعت از شوهر، به آنان اقتدار می دهند.
اقتدار پذیری زن برای خودش بیشتر مفید است.
امام علی  فرمود:
صیانه المرأه أنعم لحالها و أدومُ لجمالها؛ این که زن به وسیله مرد محافظت می شود، برای حالش بهتر است و باعث دوام زیبایی اش می شود.

برچسب:

درباره نویسنده

در مورد این مطلب نظر دهید