ارتباط کلامی ویژگی طبیعی زنان

نوشته شده توسط
اسفند 15, 1395
214 بازدید
0 نظر

حسین دهنوی
کارشناس مسائل خانواده

 

آیا درست است که میل به سخن گفتن در خانم ها بیشتر از مردان است و این ویژگی با مسئولیت تربیت فرزند در آن ها رابطه ی مستقیم دارد؟
بله. زن اهل کلام و مرد اهل سکوت است. قدرت سخن گفتن در زن، خیلی بیشتر از مرد است؛ به همین علت، روزانه تقریباً دو برابر و نیم بیشتر از مرد صحبت می کند. این توانمندی از همان آغاز کودکی به چشم می خورد.
مغز دختران، به ویژه مراکز مربوط به سخن گفتن، سریع تر از پسران رشد می کند؛ به همین سبب، به طور معمول دخترها زودتر از پسرها زبان به سخن می گشایند و از کلمه و جمله زودتر استفاده می کنند. گستره ی واژگانی دختر در همان کودکی از پسر بیشتر است. دخترها با آغاز تحصیل، بهتر از پسرها می خوانند و دیکته می نویسند. در بزرگسالی هم خانم ها روان تر از آقایان صحبت می کنند؛ از این رو ارتباط کلامی برایشان ساده تر است؛ در اخبار گفتن موفق ترند و زبان دوم را نیز بهتر و زودتر از آقایان می آموزند. همه ی این ها به علت ساختار مغزی زن است.
مغز انسان دو نیمکره دارد. در مرد، هر یک از نیمکره ها مسئولیت ویژه ای دارد. نیمکره ی راست، عهده دار مهارت های فنی، شغلی، اجتماعی و تطیبق دادن های چشمی و عضلانی است. نیمکره ی چپ هم مهارت های گفتاری و بیان احساسات را به عهده دارد؛ اما در زن هریک از دو نیمکره هر دو مسئولیت را انجام می دهند؛ به گونه ای که مرد برای پردازش یک جمله، از یک نیمکره، و زن از هر دو نیمکره استفاده می کند. در مغز زنان، سلول های عصبی بیشتری برای پردازش زبان وجود دارد.
همه ی این آمادگی ها به طور طبیعی از سوی پروردگار در وجود زن نهاده شده تا رسالت مادری خود را به بهترین صورت ممکن ادا کند؛ زیرا فرزند بیشترین ساعات عمر خویش را در دوران کودکی با مادر می گذراند و همین قدرت گفتاری مادر، به ارتباط نیک او با فرزندش و در نتیجه، تربیت شایسته ی او می انجامد؛ پس به خوبی روشن است که اگر مادر، این ویژگی را نداشته باشد نمی تواند با فرزندش هم صحبت و پناهگاه عاطفی او شود و ممکن است آسیب های بسیاری گریبان خانواده را بگیرد.

قدرت کلامی زنان در مقایسه با مردان

درست است که زنان در سخن گفتن، از مردان توانمندتر هستند؟ چرا؟
بله. رشد گویایی و قدرت تکلم در زن بیش از مرد است. به همین علت، قرائت زنان مطلوب تر است؛ کلمات را بیشتر و بهتر حفظ می کنند و آسان تر به خاطر می آورند و زبان دوم را بهتر از آقایان یاد می گیرند. حتی برخی مطالعات نشان می دهد که خانم ها در دوره ی جنینی هم دهانشان را بیشتر از جنین های مذکر تکان می دهند.
عواملی مانند برخورد خانواده، روابط اجتماعی و تحصیلات نیز باعث رشد و تکامل آن می شود.
منشأ این برتری کلامی زن، وضعیت مغزی او است. زن برای سخن گفتن از هر دو نیم کره ی مغز استفاده می کند؛ اما مرد فقط از یک نیم کره بهره می برد. زنان آموزه های کلامی را بهتر فرا می گیرند؛ چون در نیم کره ی چپ مغز، «دوپامین» بیشتری دارند.

تماس های تلفنی طولانی زن

آیا می توان مکالمه های طولانی خانم ها را بر نیازشان به صحبت کردن حمل کرد؟
اگر گفت و گوی خانم ها در حد رفع نیاز درونی و عاطفی باشد، طبیعی است و اشکالی ندارد؛ اما اگر بیش از حد به درازا بکشد و در نظام زندگی مشترک اختلال ایجاد کند، پسندیده نیست و در موقعیت های گوناگونی ممکن است به تلخ کامی منجر شود. گاهی شوهر با منزل تماس می گیرد و با مشغول بودن تلفن مواجه می شود. گاهی مشکلی برای یکی از اعضای خانواده پیش می آید و با تماس تلفنی قابل خبر دادن است. گاهی هم تماس های طولانی مادر خانواده به کم کاری در انجام وظیفه و تباه شدن حق دیگران می انجامد.
چنانچه هیچ یک از موارد یادشده یا مانند آن هم پیش نیاید، زیاده روی در این تماس ها، هم باعث سنگینی هزینه های خانواده می شود و هم اسراف است. افراط و تفریط در هیچ کاری شایسته نیست. در آموزه های دینی نیز بر پرهیز از زیاده گویی تأکید شده است.
امام علی  فرمود: مَن کَثُرَ کلامُه کَثُرَ خَطَأُهُ.
کسی که زیاد سخن می گوید، لغزش هایش زیاد می شود.
کَثرَهُ الکَلامِ مُمِلُّ الإخوانِ.
پرگویی باعث خستگی دیگران می شود.
در روایت دیگری از حضرت آمده است:
کَثرَهُ الهَذَرِ یَکسِبُ العارَ.
پرحرفی باعث سرافکندگی می شود.
همچنین فرمود: إذا تَمَّ العقلُ نَقَصَ الکلامُ.
وقتی عقل کامل می شود، کلام کوتاه خواهد شد.
حضرت در سخنی دیگر، عاقل را کسی معرفی کرده است که زبانش را به بند کشد: العاقلُ مَن عَقَلَ لِسانَهُ.
در آموزه های دینی ما، سرانجام پرحرفی را جهنم دانسته اند.
امیرمؤمنان  فرمود:
مَن کَثُرَ کَلامُهُ کَثُرَ خَطَأُهُ و مَن کَثُرَ خَطَأُهُ قَلَّ حَیاؤُهُ و مَن قَلَّ حَیاؤُهُ قَلَّ ورعُهُ و مَن قَلَّ ورعُهُ ماتَ قلبُهُ و مَن ماتَ قلبُهُ دَخَلَ النّارَ.
کسی که سخنش زیاد شود، خطایش زیاد می شود و کسی که خطایش فزونی یابد، حیایش کم می شود و کسی که حیایش کم شود، تقوایش کاهش خواهد یافت و کسی که تقوایش کم شود، دلش می میرد و کسی که دلش بمیرد، داخل جهنم می شود.
افزون بر آموزه های دینی، ادبیات ملی ما نیز در شعر و نثر بر کم گویی تأکید کرده اند.
بابا افضل کاشانی، عارف قرن هفتم می گوید: «تو را دو گوش دادند و یک زبان تا دو بشنوی و یک بگویی»؛ اما برخی معتقدند که تو را دو گوش داده اند تا آنچه را از یکی می شنوی، از دیگری به در کنی و یک دهان به پهنای گیتی!

 

نارضایتی مرد از تلفن های طولانی همسر

در طول ده سال زندگی مشترک، همیشه از تلفن های طولانی خانمم رنج برده ام. با این که بارها به او اعتراض کرده ام؛ اما سودی نبخشیده است. به نظر شما باید چه کار کنم؟
خانم ها از گفت و گوی طولانی لذت می برند؛ چون باعث سبک شدنشان می شود و نشاط بیشتری می یابند؛ به همین دلیل در سخن گفتن، عبارت های طولانی را به کار می برند. برعکس آقایان که جمله هایشان بسیار کوتاه است و تلفن هایشان به موارد ضروری محدود می شود.
یکی از علت های طولانی شدن این تماس ها، تنوع موضوع در ارتباط های کلامی خانم ها است. بسیار اتفاق می افتد که در یک تماس تلفنی، چند موضوع و بعضی از آن ها پس از خداحافظی مطرح می شود؛ اما آقایان فقط همان مطلبی را مطرح می کنند که انگیزه ی تماسشان بوده است.
شاید ناآگاهی از روحیه ی خانم ها، سبب رنج شماست؛ به ویژه اگر بارها اعتراض کرده و با بی توجهی او روبه رو شده اید. بعد هم از این رفتار همسرتان؛ لجبازی، بی اعتنایی، حرص دادن و… را برداشت کرده اید؛ در صورتی که اگر به این ویژگی خانم ها آگاه بودید، تا این حد رنج نمی بردید؛ البته همسر شما هم باید تماس هایش را به حد نیاز محدود کند تا چنین آزردگی هایی پیش نیاید.

خلوت و گفت و گوهای خانم با مادر خود

شش ماه است ازدواج کرده ایم و هر وقت به منزل پدرخانمم می رویم، همسرم مدتی طولانی را به خلوت و گفت و گو با مادرش می گذراند. من این رفتار او را نمی پسندم و در مورد آن احساس خوبی ندارم. آیا رفتار همسرم درست است؟
علت این خلوت ها و گفت و گوهای طولانی، همان نیاز خانم ها به صحبت کردن است. همسر شما وقتی به مادر و خواهرش می رسد، نیاز به درد دل کردن هم به این احساس افزوده می شود؛ زیرا رازدارترین افراد در نظر همسر شما، خانواده ی اوست. همدلی کردن فراتر از گفت و گو به شمار می آید. «همدلی از همزبانی خوش تر است».
درک این مسئله به شما کمک می کند تا دنیا را از دریچه ی نگاه همسرتان ببینید و احساس ناخوشی از بین برود.
از طرف دیگر توجه داشته باشید که مدت کوتاهی است همسر شما از جمع خانواده دور شده؛ به ویژه اگر در شهردیگری زندگی می کنید، این اُنس هنگام دیدارها بیشتر می شود و با گذر زمان کمتر خواهد شد؛ اما نکاتی را برای حفظ عشق و صفای زندگی به خانم شما تذکر می دهیم:
1. بهتر است این رفتارها را تعدیل و سعی کنید گفت و گوهای خصوصی را در منزل به کمترین حد برسانید یا درد دل ها را برای زمانی بگذارید که همسرتان حضور ندارد؛
2. وقتی همسرتان در منزل پدرتان حاضر است، تنهایش نگذارید و از او پذیرایی کنید و در کنارش بنشینید؛
3. رفتارتان را به گونه ای تنظیم کنید که پیام های ناخوشایندی برای همسرتان نداشته باشد؛ از جمله:
– ممکن است همسرتان احساس کند خانواده تان را بر او ترجیح می دهید؛ پس لازم است احتمال حسادت و بهانه جویی را از بین ببرید؛ زیرا یکی از علت های کم توجهی مرد به خانواده ی همسر و گریز از ارتباط با آنان، همین رفتارها است.
– پیام بدِ دیگرِ چنین خلوت هایی این است که شما نزد مادر یا خواهر خود، برای مخالفت با شوهر، شارژ می شوید؛
4. بسیاری از این مشغول شدن ها شما را از کودکتان غافل می کند که به تربیت نادرست آنان می انجامد.

 

خلوت و گفت و گوهای خانم با مادر خود

شش ماه است ازدواج کرده ایم و هر وقت به منزل پدرخانمم می رویم، همسرم مدتی طولانی را به خلوت و گفت و گو با مادرش می گذراند. من این رفتار او را نمی پسندم و در مورد آن احساس خوبی ندارم. آیا رفتار همسرم درست است؟
علت این خلوت ها و گفت و گوهای طولانی، همان نیاز خانم ها به صحبت کردن است. همسر شما وقتی به مادر و خواهرش می رسد، نیاز به درد دل کردن هم به این احساس افزوده می شود؛ زیرا رازدارترین افراد در نظر همسر شما، خانواده ی اوست. همدلی کردن فراتر از گفت و گو به شمار می آید. «همدلی از همزبانی خوش تر است».
درک این مسئله به شما کمک می کند تا دنیا را از دریچه ی نگاه همسرتان ببینید و احساس ناخوشی از بین برود.
از طرف دیگر توجه داشته باشید که مدت کوتاهی است همسر شما از جمع خانواده دور شده؛ به ویژه اگر در شهردیگری زندگی می کنید، این اُنس هنگام دیدارها بیشتر می شود و با گذر زمان کمتر خواهد شد؛ اما نکاتی را برای حفظ عشق و صفای زندگی به خانم شما تذکر می دهیم:
1. بهتر است این رفتارها را تعدیل و سعی کنید گفت و گوهای خصوصی را در منزل به کمترین حد برسانید یا درد دل ها را برای زمانی بگذارید که همسرتان حضور ندارد؛
2. وقتی همسرتان در منزل پدرتان حاضر است، تنهایش نگذارید و از او پذیرایی کنید و در کنارش بنشینید؛
3. رفتارتان را به گونه ای تنظیم کنید که پیام های ناخوشایندی برای همسرتان نداشته باشد؛ از جمله:
– ممکن است همسرتان احساس کند خانواده تان را بر او ترجیح می دهید؛ پس لازم است احتمال حسادت و بهانه جویی را از بین ببرید؛ زیرا یکی از علت های کم توجهی مرد به خانواده ی همسر و گریز از ارتباط با آنان، همین رفتارها است.
– پیام بدِ دیگرِ چنین خلوت هایی این است که شما نزد مادر یا خواهر خود، برای مخالفت با شوهر، شارژ می شوید؛
4. بسیاری از این مشغول شدن ها شما را از کودکتان غافل می کند که به تربیت نادرست آنان می انجامد.

 

آیا چگونگی کلام در زن و مرد متفاوت است؟
بله. کیفیت کلام در زن و مرد فرق دارد. خانم ها روان تر از آقایان سخن می گویند و واژگان را با شیوایی خاصی بیان می کنند. خانم ها هنگام صحبت، بیشتر از فن بیان بهره می گیرند و قدرت وصف و شرح افزون تری دارند و به لحاظ ساختار صحیح گرامر و تلفظ درست کلمات، از آقایان پیشرفته ترند. یکی از علت های مهم این برتری، زیاد صحبت کردن است که کار نیکو کردن از پر کردن است!
آقایان در گفت و گوهایشان پیوسته مکث می کنند و دو برابر زنان به مشکلات گفتاری مانند لکنت زبان دچار می شوند. خزانه ی لغات خانم ها از آقایان بیشتر است و این ویژگی از همان کودکی بروز دارد. دختر اول دبستان به اندازه ی پسر دوم دبستان دارای خزانه ی لغات است، به همین علت خانم ها در گفتن اخبار موفق ترند و در سخنرانی کمتر اشتباه می کنند و نیز به همین علت، جمله های طولانی تر و عبارت های مفصل تر و مدت زمان بیشتری را برای گفت و گو به کار می برند؛ اما آقایان کمتر و خلاصه تر حرف می زنند. هنگامی که دو خانم از شخصی برنجند، ساعت ها درباره ی او به گفت و گو می نشینند؛ اما مردان با یادآوری ساده از کنار ماجرا می گذرند و کدورت کمی در ذهنشان نگه می دارند؛ به سادگی ارتباطشان را با فرد مورد نظر قطع می کنند و درباره ی او با کسی درد دل نمی کنند.
از ویژگی های کلامی خانم ها این است که در ضمن روانی سخن، سخنشان را در لفافه می پیچند، برای مثال، وقتی خانمی می خواهد بگوید: از فلان کار خوشم نمی آید، می گوید: فکر نمی کنی بهتر باشد از ادامه ی این کار صرف نظر کنی؟
خانم ها هنگام سخن گفتن، نیازهایشان را غیر مستقیم مطرح می کنند؛ به طور مثال، وقتی خانمی می گوید: تو هیچ وقت به من توجه نمی کنی؛ یعنی من اکنون به توجه تو نیاز دارم یا وقتی می گوید: تو هیچ گاه برای من هدیه نمی خری، به این معنا است که الآن هدیه بخر؛ اما آقایان این گونه نیستند و با صراحت سخن می گویند و عبارت های تحکم آمیز مانند «این کار را انجام بده» یا «این کار را انجام نده» را به کار می برند.
زنان از زبان و کلام برای گسترش روابط دوستی دوجانبه به ویژه با زنان دیگر استفاده می کنند و شنوندگان خوبی هستند؛ اما مردان از زبان و صحبت کردن برای نشان دادن مهارت و مقام و رتبه ی خود بهره می گیرند.
خانم ها در محل کار، در صحبت ها از کلمه ی «ما» استفاده می کنند تا بیشتر حالت مشارکت و همکاری را میان خودشان نشان دهند؛ اما آقایان واژه های «من» یا «مال من» را به کار می برند تا استقلال و قدرتشان را به رخ دیگران بکشند.
بار معنایی واژگان برای زنان، زیاد مهم نیست و بدان توجه نمی کنند؛ بلکه آن ها را برای ابراز احساسات خود به کار می برند. زن وقتی ناراحت است، به شوهرش می گوید: تو خیلی ظالمی؛ یک لحظه از تو روی خوش ندیدم؛ یک بار مرا خوشحال نکردی و…؛ اما خودش هم می داند که این سخنان واقعیت ندارد.
یکی دیگر از تفاوت های کلامی در زن و مرد این است که زن خیلی خوب می تواند طرز صحبت و آهنگ صدایش را به کودکان نزدیک کند؛ اما مرد به طور معمول از واژگان و عبارت های دشوار در صحبت با کودکان استفاده می کند.

تفاوت زن و مرد در سؤال کردن

آیا زن و مرد در چگونه سؤال کردن یکسان هستند؟
خیر. در گفت و گوهای زن و شوهر، زن بیشتر اهل پرسش است. او سؤال کردن را راهی برای باز کردن سر صحبت یا ادامه ی گفت و گو می داند. زن تصور می کند اگر از پرسش بپرهیزد، شوهرش او را فرد بی تفاوتی می داند؛ اما مرد کمتر سؤال می کند و اگر چیزی بپرسد، بیشتر به منظور دریافت اطلاعات است ؛از این رو مردان کمتر سؤال های شخصی را مطرح می کنند. مردان چنین می اندیشند که اگر قرار باشد همسرم خبری به من بدهد، خواهد گفت.
پرسش ها از نظر زنان، بیانگر رابطه ی قوی و صمیمیت دو طرف است؛ اما مردان سؤال زیاد را نشانه ی کنجکاوی می دانند؛ به همین جهت، خانم ها به پرسش های کوتاه آقایان، پاسخ های طولانی و آقایان به سؤال های طولانی خانم ها پاسخ های کوتاه می دهند.
خانم ها باید بسیار دقت کنند که هنگام صحبت با همسر و سؤال کردن، حالت بازجویی و پلیسی به خود نگیرند؛ زیرا مردان این بازجویی ها را نمی پسندند.
گاهی خانم از همسرش می پرسد: «در مسیر محل کار مشکلی پیش نیامد؛ یا به موقع رسیدی؟» پیام چنین پرسش هایی این است که به توانمندی شوهرش اعتماد ندارد.

موضوع گفت و گوی زنان و مردان

موضوعات مورد علاقه ی خانم ها و آقایان در گفت و گوها چیست؟
موضوع گفت و گوی مردان به طور معمول تبادل اطلاعات است. مردان بیشتر درباره ی یک موضوع خاص مانند ورزش، اتومبیل، جاده ها، ترافیک یا مهارت های جدید با هم به گفت و گو می نشینند. آنان به یک دیگر می گویند: وضعیت ترافیک منطقه ی شما چگونه است؟ من معمولاً برای رفتن از منزل تا محل کارم وقت زیادی را در ترافیک صبحگاهی می گذرانم. صحبت مردان درباره ی جاده ها و وضع ترافیک، بسیارعادی است؛ اما موضوع گفت و گوی خانم ها بیشتر تبادل عاطفی است؛ یعنی در مورد احساسات و ارتباط های عاطفی صحبت می کنند. این گروه فقط می خواهند حرف بزنند و رابطه ای برقرار کنند. زنان صحبت کردن را راهی برای کسب اطلاع نمی شمرند. از نظر آنان حرف زدن یعنی مطرح کردن احساسات و آغاز رابطه ای صمیمی برای رسیدن به خواسته ها. زنان موضوع بحث را به گونه ای برمی گزینند که بتوانند در احساسات و تفکرات فرد دیگر سهیم شوند و برای مدتی با او درد دل کنند.
موضوع سخن خانم ها پس از تبادل عاطفی، مسائل مربوط به منزل و فرزندان است و چون تربیت فرزند برایشان اهمیت دارد، بیشتر به مشاور گرایش دارند.
به علت همین تفاوت زنان و مردان در موضوع گفت و گو، پیشنهاد می شود در میهمانی ها، خانم ها با خانم ها، و آقایان با آقایان صحبت کنند؛ چون خیلی برایشان لذت بخش تر است.

برخورد مرد با کلام زن

هر وقت با شوهرم صحبت می کنم، توجهی به سخنان من ندارد. خواهش می کنم به آقایان بگویید که این مسئله برای خانم ها بسیار مهم است.
متأسفانه بیشتر آقایان به ویژگی سخن گویی زنان توجه ندارند و مانع گفتار همسر می شوند؛ اما این رفتار درست نیست. زن وقتی با شوهرش حرف می زند، برایش بسیار دلنشین است و آرامش می یابد؛ از زندگی لذت می برد و اشتیاقش به خدمت رسانی به خانواده بیشتر می شود و قدرت تحملش در برابر کمبودها بالا می رود.
زن دوست دارد شوهرش از اوضاع زندگی بپرسد تا درحقیقت متوجه زحمت های او در خانه شود؛ به همین سبب، مرد باید زمینه ی گفت و گوی همسرش را با پرسش هایی فراهم آورد. یک سؤال مختصر «چه خبر؟» کافی است تا زمینه برای کلام زن آماده شود.
هنگامی که زن درباره ی مشکلاتش با شوهرش سخن می گوید، در حقیقت می خواهد هم خودش سبک شود و هم مسائل را بهتر تجزیه و تحلیل کند. زن در موارد بسیاری ازحرف زدن ها با شوهر، به دلداری نیاز دارد و از همسرش راه حل نمی خواهد؛ اما آقایان وقتی مشکلاتشان را با دیگران در میان می گذارند، دنبال راه حلی برای رفع آن هستند؛ از این رو، هنگام صحبت همسر نیز بنا بر طبیعت مردانه، در صدد بیان راه حل بر می آیند که کارساز نیست. بیشتر مردان توجه ندارند که زن از مرد راهکارهای علمی و منطقی و سخنرانی نمی خواهد؛ بلکه او مایل است درباره ی دغدغه های فکری اش حرف بزند و به همدردی و همدلی نیاز دارد. زن می گوید: امروز بیرون رفتم و به سختی توانستم جای پارک پیدا کنم. مرد می گوید: خوب می خواستی با اتوبوس بروی! زن می گوید: امروز خیلی خسته شده ام و با این که خیلی تلاش کردم، به بسیاری از کارهایم نرسیدم. مرد می گوید: اگر یک ساعت زودتر از خواب بیدار شوی، به همه ی کارهایت می رسی!
این پاسخ ها برای زن خوشایند نیست و مردان باید به دلداری و مهرورزی در سخن گفتن با همسر توجه داشته باشند.

 

زبان بدن در زنان

خانمم انتظار دارد بدون این که حرفی بزند، از حالات چهره اش به وضع روحی و مشکلش پی ببرم. آیا چنین انتظاری درست است؟
در زندگی اجتماعی دو نوع زبان داریم: یکی همان زبان معمول که با آن سخن می گوییم، و دیگری ایما و اشاره و حرکات چهره و بدنمان که با دیگران حرف می زند و به آن «زبان بدن» می گویند.
اگر هنگام صحبت کردن کسی، پشت گوشتان را بخارانید یا انگشتتان را روی لبتان بمالید، معنایش این است که به حرف هایش شک دارید. اگر عضلات دهانتان را به سمت پایین بکشید، پیام می دهد که خوش بین نیستید. وقتی چانه تان را با دو انگشت می گیرید یا دستتان را جلو دهان مشت می کنید یا ابروهایتان را در هم می کشید و به پیشانی تان چین می اندازید، به این معنا است که به سخنان گوینده فکر می کنید.
متخصصان علم ارتباط بر این باورند که در چهره ی انسان، هزاران حالت پدید می آید که هر کدام، پیام مخصوص خودش را دارد.
استفاده از زبان بدن در خانم ها بسیار بیشتر از آقایان به چشم می خورد. حالات چهره ی زنان در مقایسه با مردان فراوان تر است. زنان بیشتر لبخند می زنند؛ ژست می گیرند و تماس چشمی افزون تری برقرار می کنند. زنان وقتی با بچه ها حرف می زنند، از دست ها و بدن خود بیشتر استفاده می کند و چون زبان بدن در آنان قوی است، زبان بدن دیگران را هم بهتر از مردان درک می کنند؛ از این رو وقتی پدری می خواهد پسر خود را توبیخ کند، بیشتر «جمله های تهدیدکننده» را به کار می برد؛ ولی در تربیت دخترش از «نگاه های معنادار» استفاده می کند تا تأثیر بیشتری داشته باشد.
خداوند، این ویژگی را در زن تقویت کرده تا بتواند نیازهای نوزاد خود را متوجه شودکه توان صحبت کردن ندارد.
با توجه به این که زبان بدن در مردان قوی نیست، خانم شما نباید انتظار داشته باشد که مشکل او را از چهره اش تشخیص دهید و مهم تر از آن، اگر خواسته ای دارد، نباید از زبان اشاره استفاده کند؛ بلکه باید به روشنی با شما در میان بگذارد.
برخی زنان به این تفاوت توجه ندارند و همسرشان را به این سبب سرزنش می کنند که سرنخ های غیر کلامی را متوجه نمی شود و این رفتار، پسندیده نیست. خانم ها باید بدانند که خودشان در فهم و رمزگشایی ارتباطات غیرکلامی شوهر مهارت بسیاری دارند و کوچک ترین و ظریف ترین حالت ها و تُن و آهنگ صدا و چهره ی او را زیر نظر می گیرند؛ اما برای مرد، کشف رمز کردن ابزارهای غیرکلامی، به ویژه ابزارهای چهره ی زن دشوار است. اگر زن به شوهرش بگوید که روز بدی را پشت سر گذاشته است و به همدردی نیاز دارد، تأثیرش بیشتر از نمایش دادن تلخی در چهره است.

 

درباره نویسنده

در مورد این مطلب نظر دهید