تعدد و تضاد نقش ها در زن امروزى

نوشته شده توسط
اسفند 15, 1395
173 بازدید
0 نظر

سمیه شکفته
دانشجوی دکترای رشته جامعه شناسی و مدرس دانشگاه

 

مدتی پیش در طول سفر با خانمی آشنا شدم که دخترى ده ساله و پسرى چهار ساله داشت.
او مى گفت که معلم یک دبیرستان غیرانتفاعی است؛ هم چنین عضو انجمن اولیاء و مربیان مدرسه دخترش نیز هست؛ هفته ای یک روز هم خادم افتخاری حرم امام رضا  است؛ عضو فعال بسیج محله نیز هست. مسئولیت صندوق قرض الحسنه فامیل را نیز عهده دار است؛ اخیراً هم به عضویت خیریه ای که به تأمین جهیزیه دختران اقدام مى کند در آمده است؛ از همه مهم تر این که در حال تحصیل در دانشگاه است!!
وقتی این ها را با ذوق و شوق برای من ردیف می کرد، پیش خود فکر می کردم مگر یک زن چقدر توانایی دارد که با یک دست این همه هندوانه را بلند کند؟!
وقتی از او پرسیدم که آیا در همه این کارها موفق است؟ متوجه شدم که او نتوانسته به نحو احسن از عهده همه آن ها برآید. تازه مشغله های او در بیرون از خانه سبب شده بود که با همسرش اختلاف داشته باشد؛ هم چنین پسر کوچکش پرخاشگر شده است؛ وظایف معلمی اش را هم به خوبی ایفا نمی کند!
نقش های اجتماعی به منزله مجموعه ای از انتظارات هستند.
مثلاً از یک بانوی ایرانی انتظار می رود که به امور خانه رسیدگی و از کودکان خود مراقبت کند.
این موارد نقش زن را در یک خانواده ایرانی می سازد.
این نقش ها با مشاهده، تقلید و آموزش فرا گرفته می شوند؛ به این معنا که مثلا دختران با مشاهده رفتار مادران خود می آموزند که باید در آینده چنین نقش هایی را به عهده بگیرند. هم چنین تهیه اسباب بازی های دخترانه چون عروسک و وسایل خانه از همان کودکی به آن ها نقش هایی که باید در آینده به عهده بگیرند را می آموزد.
با همین نقش هاست که وظایف هر فرد در جامعه تعیین می شود.
حالا اگر فرد در شرایطی قرار بگیرد که وظایف متضادی داشته باشد گفته می شود که این فرد دچار تضاد نقش شده است.
مانند بانویی که به واسطه شغل خود ناچار است صبح زود از منزل خارج شود، در این حالت او به راحتی نمی تواند به نقش مادری خود در بیدار کردن به موقع فرزندان و فراهم کردن صبحانه برای آنان بپردازد؛ و گاهی ناچار است از پرستار یا مهد کودک برای نگهداری فرزندان خود استفاده کند؛
در این صورت نقش شغلی وی با نقش مادری او در تعارض و تضاد قرار می گیرد. چرا که پرداختن به هر یک از آن ها وی را تا حدی یا گاهی کاملا از نقش دیگر باز می دارد!
در جامعه جدید که نقش ها و هویت های جدیدی به وجود آمده است، مسأله ی تعارض و تضاد هنجارهای موجود در نقش دو چندان می شود. چرا که این تمایل در افراد بوجود آمده که نقش های متنوعی را به عهده بگیرند. که علت آن گاهی می تواند نیاز مالی باشد.
زنان ممکن است در چند زمینه تضاد نقش را تجربه کنند. زمینه های تحصیلی، شغلی، مدیریت مالی، کار خانگی، روابط عاطفی و جنسی، گذران اوقات فراغت، روابط خانوادگی، روابط دوستی، نگه داری و تربیت فرزندان.
بر این اساس می توان زنان متاهل را با توجه به نقش هایی که ممکن است بپذیرند در هشت دسته قرار داد:
1- خانه دار
2- خانه دار مادر
3- خانه دار شاغل
4- خانه دار شاغل مادر
5- خانه دار محصل
6- خانه دار محصل مادر
7- خانه دار محصل شاغل
8- خانه دار محصل شاغل مادر
ناسازگاری و تضاد نقش می تواند منجر به مشکلات روحی و خستگی های مفرط در بین زوجین شود.
بعضی معتقدند که شرایط جامعه این امکان را به مرد می دهد که دو هویت یا نقش خانگی و شغلی را داشته باشد ولی زن ها می باید از یکی به نفع دیگری بگذرند و به همین علت غالباً بیشتر از مردان دچار تعارض می شوند.
در نهایت این مشکلات روحی منجر به عدم مدیریت صحیح در مشکلات زندگی شده، منجر به نارضایتی شده و در نهایت ممکن است طلاق را در پی داشته باشد.
بررسی ها نشان می دهد که عواملى تعارض نقش را تحت تأثیر قرار می دهند؛ به این معنا که منجر به افزایش و یا کاهش آن می شوند. این عوامل بدین شرح اند:
1- کلیشه های جنسیتی:
کلیشه های جنسیتی همان تعاریف سنتی از نقش های مربوط به زن و مرد می باشد.
هر چه افراد تعاریف سنتی از نقش های مربوط به زن و مرد را قبول داشته باشند به همان نسبت تضاد نقش کمتری را تجربه می کنند. چون اولویت را به نقش های سنتی خود چون خانه داری و مادری می دهند.
زنان غیر سنتی تنوع نقش بیشتری را تجربه کرده و اولویت خود را برای نقش های جدید قرار می دهند، در نتیجه تضاد نقش افزایش می یابد.
نتایج بعضی تحقیقات نشان می دهد که هر چه پایبندی به کلیشه های جنسیتی افزایش یابد تضاد نقش کمتر می شود.

2- ساعات کاری زن:
پژوهش ها نشان می دهد که ساعات کاری خانم ها هر چه بیشتر باشد تضاد نقش را افزایش می دهد، و هر چه کمتر باشد تضاد نقش کمتری را تجربه می کنند.
طبیعی به نظر می رسد که ساعات کار طولانی منجر به خستگی مفرط شده و باعث می شود وقت کمتری در فضای خانه صرف کنند، و در نتیجه نقش های خانگی به خوبی ایفا نشده و این مسئله تعارض نقش را افزایش می دهد.
3- تعدد نقش ها:
افرادی که نقش های زیادی را به عهده می گیرند (مانند همان خانمی که در ابتدای مقاله در موردش صحبت کردیم) بیشتر از سایرین تضاد نقش را تجربه می کنند.

4- حمایت همسر:
تحقیقات نشان می دهد که حمایت همسر و هم چنین رعایت انصاف در کارهای خانه از تضاد نقش می کاهد.

5- تحصیلات:
هر چه تحصیلات بیشتر باشد ناسازگاری نقش یا تضاد نقش کاهش می یابد. چرا که زنان و مردان تحصیل کرده بی گمان هماهنگی و همدلی بیشتری در نقش های مشترک و وابسته دارند. و همچنین با دست یابی به خودآگاهی بیش تر برای از میان برداشتن ابهام و ناسازگاری های پدید آینده در نقش های خانوادگی و اجتماعی بیشتر تلاش می کنند.

6- سختی مشاغل:
زنانی که در خارج از خانه مشاغل سخت و درازمدت را تجربه می کنند در ایفای نقش های خانگی احساس خستگی و بی حوصلگی بیش تری نسبت به زنان خانه دار دارند.
7- سن مردان:
با افزایش سن مردان ناسازگاری نقش در زنان افزایش می یابد. علت آن را شاید بتوان کم شدن حمایت مرد با افزایش سن او، بی حوصلگی و بی تحملی او در جابجا شدن امور منزل دانست.

نتیجه گیری و پیشنهاد راهکارهایى براى کاهش تضاد نقش:
1- با توجه به لطافت زنانه، ظرافت آفرینش زن و حساسیت و اهمیت پرورش فرزندان به خانم ها توصیه می شود فراتر از همسری و مادری به نقش های مردانه نیاندیشند.
2- با توجه به این که سختی مشاغل برای زنان آنان را در ایفای نقش های خانگی دچار مشکل می کند لذا بهتر است در صورت نیاز زنان از پذیرفتن مشاغل سخت پرهیز کرده، و در عوض مشاغل ساده تری را برای خود انتخاب کنند تا کمتر دچار تعارض نقش شوند.
3- در صورت نیاز به کارهایی با ساعات کاری کمتر و یا کم کردن ساعات مربوط به کار بیرون از منزل بپردازند. این باعث می شود بتوانند زمان بیشتری برای همسر و فرزندان خود صرف کرده و نقش های خانگی خود را بهتر ایفا کند.
4- حتی الامکان از تعدد نقش در بانوان پرهیز شود. داشتن بیش از یک شغل و یا تحصیل همزمان با کار می تواند بسیار خطر آفرین بوده و به شدت نقش های خانگی زن را تحت الشعاع قرار دهد.
به بانوان توصیه می شود در صورت امکان در حین تحصیل مدتی از شغل خود کناره گیری کرده و بعد از اتمام درس مجدداً به شغل قبلی خود بازگردند. این باعث می شود که بخش عظیمی از تعهدات زن از عهده ی وی خارج گردیده و توان و فرصت بیشتری برای ایفای سایر نقش های خود داشته باشد، و به میزان زیادی از تضاد نقش کاسته شود.
بانوانی که دارای چند مسئولیت به طور همزمان می باشند در زندگی زناشویی ممکن است آسیب های جدی ببینند. لذا بهتر است زنان به هنگام ضرورت تنها یک مسئولیت اصلی (غیر از نقش های خانگی) را برای خود حفظ کرده و خود را از دغدغه سایر مشغولیت های شغلی رها کنند.
5- حمایت همسر در منزل برای بانوانی که نقش های متعددی را به عهده دارند می تواند بسیار کمک کننده و کارساز باشد. این حمایت می تواند در زمینه همکاری در کارهای منزل و نگهداری کودکان بوده تا زن بتواند تعادل بیشتر و بهتری را در ایفای نقش های خود برقرار کند.

درباره نویسنده

در مورد این مطلب نظر دهید