نقش پشتکار در رسیدن به هدف در زندگی

نوشته شده توسط
اردیبهشت 2, 1396
357 بازدید
0 نظر

دکتر ایرج وثوق
(روانپزشک)

اگر می خواهید در زندگی تان تغییر ایجاد کنید یا به اهدافتان دست پیدا کنید پشتکار نشان دهید. در ایجاد پشتکار به غیر از عوامل سازنده ای مثل گفتنِ «ادامه بده»، «تسلیم نشو» و «پشتکار بالاخره نتیجه می دهد»، عوامل دیگری نیز دخیل اند.
پشتکار داشتن یک روز یا چند هفته را در بر نمی گیرد، بلکه نوعی فلسفه دراز مدت زندگی است. پشتکار یکی از ملزومات اوّلیه برای موفقیت و پیشرفت در زندگی است با این حال، مشکل زمانی به وجود می آید که اغلب ما، خواهان تغییر بدون تلاش هستیم، ایده و فکر تغییر را دوست داریم اما از تلاش برای رسیدن به تغییر، خوشمان نمی آید. چند بار تصمیم گرفته اید ورزش کنید، وزن خود را کم کنید، نمرات بهتری بگیرید. چه عواملی دست به دست هم داد تا تصمیم های خود را در صحنه عمل پیاده نکنید. به نظر ما بخشی از این مسئله به مشغله و درگیری های زندگی شما مربوط می شود. حتی اگر بگویید انگیزه کافی برای تغییر دارید به این معنا نیست که تغییر رخ خواهد داد.
انگیزه شما سه مؤلفه دارد :
1- جهت: می خواهید چه کار کنید و به چه چیزی دست پیدا کنید.
2- تلاش: به چقدر کار سخت و مداوم نیاز دارید.
3- پشتکار: تا چه حد به تلاش خود ادامه می دهید تا به هدفتان برسید.

یک درصدِ نبوغ، استعداد و نود و نه درصد آن عرق ریزی است. (ادیسون)

ممکن است، شما جهت خودتان را تشخیص بدهید و در ابتدای کار تلاش زیادی به خرج دهید ولی در نیمه های راه دست از تلاش بردارید چون پشتکار لازم را ندارید. (رفتار هدفمند، رفتاری است که در طول 24 ساعت شبانه روز و هفت روز هفته دنبال می شود).
در واقع اگر شما بخواهید یک عادت بد را از بین ببرید (عادت هایی مثل تنبلی، پرخوری و عدم مطالعه) باید ابتدا تکلیف خود را کاملاً مشخص کنید.آیا واقعاً می خواهید تغییر کنید یا نه. برای از بین بردن یک عادت، تنها به انگیزه نیاز ندارید، بلکه پشتکار هم می خواهید. بسیاری افراد تعهدات خود را نسبت به تغییر، به «اما» و «اگر» ها می سپارند، مثلاً «اگر مطمئن باشم که موفق می شوم تلاش می کنم»
شما به دنبال راه حل سریع و راحت برای حل مشکلاتتان هستید، به نوعی دنبال یک عصای جادویی می گردید که مشکلات را از پیش پای شما در یک چشم به هم زدن بردارد. می توانید محاسبه کنید که چقدر وقتتان را برای پیدا کردن راه حل های ساده و فوری سپری کرده اید و چقدر وقتتان را برای پیدا کردن راه حل های ساده و فوری سپری کرده اید و چقدر وقت گذاشته اید تا واقعاً مشکل را حل کنید. حتی اگر به دنبال حل مشکل نیز باشید معمولاً در پس ذهن خود به راه حل هایی مثل عصای جادویی فکر می کنید.

عوامل شکست در پشتکار
تجربه، حاکی از آن است که افراد به دلایل مختلف در تلاش خود برای دستیابی به اهداف پشتکار نشان نمی دهند و یا با پشتکار نشان ندادن، تلاش و زحمات خود را بر باد فنا می دهند. در این قسمت به برخی از عوامل تضعیف کننده پشتکار می پردازیم:
لذت گرایی کوتاه مدت: شما در چنین وضعیتی به دنبال لذت ها و رضایت های کوتاه مدت و گذرا هستید، به گونه ای که اهداف بلند مدت شما فدا می شوند. برای این که به اهداف بلند مدت خود برسید، ناچارید از برخی لذت های کوتاه مدت (البته نه همه آنها) چشم بپوشید.
«درایدن» معتقد است: «یکی از طاقت فرساترین کارها برای افراد، کار کردن در جهت دستیابی به اهداف بلند مدت و تحمل ناراحتی های کوتاه مدت است.»
توقع کمک از دیگران: اگر تلاش شما برای تغییر بر پایه کمک از دیگران بنا شده است، مسئولیت تغییر را بر دوش دیگران می گذارید.گویی خود به تنهایی قادر به حل مشکل نیستید و فرد آسیب پذیری هستید. مثلاً ممکن است بگوئید «اگر شما سیگارتان را ترک نکنید من هم نمی توانم سیگارم را ترک کنم.»
تکیه کردن بر عوامل وراثتی: برخی افراد بر این باور اند که شخصیت من به طور ذاتی چنین است و نمی توانم تغییر کنم، روانشناسان بر این باور اند که تمام رفتار ها علل چند گانه دارند، بنابراین افرادی که زمینه بیولوژیکی یک مشکل را دارند، بهتر است بیشتر کار کنند تا تأثیرگزاری عوامل روانی اجتماعی را به حداکثر برسانند.
عدم تحمل ناکامی: این نوع طرز فکر از فلسفه کم طاقتی نشأت می گیرد. مثلاً برخی بر این باورند که شرایطی را که به آن اطمینان کامل ندارم نمی توانم تحمل کنم و در صورتی که حتماً مطمئن باشم در پایان به نتیجه می رسم، تلاش در این راه را شروع می کنم.
در واقع شما بایستی هدفتان این باشد با تلاش پی گیرانه، آینده نامطمئن را به نتایجی امید بخش تبدیل کنید و با پذیرش بلا تکلیفی در زندگی به عنوان یک پدیده عادی بر مشکلات غلبه کنید.
از یک کار به کار دیگر پریدن: برخی افراد یکباره در پی حل کردن چند مسئله هستند و بدون استمرار کافی در یک مورد و حل نمودن آن به موضوعات دیگری می پردازند. این عدم تمرکز بر یک موضوع و پراکندگی فکری موجب عدم انسجام رفتارهای معطوف به هدف می شود.
اهداف پنهان: برخی افراد به دلیل سودی که یک رفتار به خصوص دارد به آن متوسل شده و قادر به ادامه روش موردنظر خود نیستند، و این دلایل پنهان، پشتکار را تخریب می کند. اگر واقعاً نمی دانید چرا هر چه تلاش می کنید به در بسته می خورید، صادقانه به سؤال های زیر جواب بدهید تا ببینید که در این مسئله نفع ثانویه یا اهداف پنهانی وجود دارد یا خیر:
1- مشکلی که دارم از این نظر خوب است که …….
2- آیا مشکل من تا به حال نفع یا مزیت خاصی داشته است؟
3- آیا تا به حال به خاطر مشکلم از موقعیت های خاصی اجتناب کرده ام؟
4- اگر مشکلم حل نشود چه مزایایی به دنبال دارد؟
5- آیا این مشکل کمکی به من می کند؟

ریشه بسیاری از این عدم موفقیت ها، بیزاری از پشتکار یا عدم تحمل آن می باشد که موجب می شود خیلی سریع دست از کار بکشیم. تحمل تلاش، سخت است. اگر بخواهیم در زندگی موفق باشیم باید پشتکار داشته باشیم. دفعه بعد که خواستید از انجام کارهای مهم دست بکشید و برای اتمام آن پشتکار نداشته باشید، بهتر است یادتان باشد که پیامد پشتکار نداشتن احتمالاً بدتر از دست و پنجه نرم کردن با مشکلات و حل آنهاست.

درباره نویسنده

در مورد این مطلب نظر دهید