زندگی نامه دکتر نادیا مفتونی

نوشته شده توسط
بهمن 16, 1395
331 بازدید
0 نظر

دکتر نادیا مفتونی استاد دانشگاه تهران و مؤلف کتاب «فارابی و فلسفه هنر دینی » به عنوان یک زن نمونه در کنار علم، پژوهش، و فعالیت
های بسیار با نشاط و پرانرژی اجتماعی، از سوی دیگر به عنوان یک همسر فداکار در کنار هنرمندی برجسته مانند حسین نوری که او هم
شخصیت با ارزشی دارد و در مسیر مقاومت قدم برداشته است زندگی پر باری دارد!
این دو، نمونه ای بارز و مشخص از سبک زندگی ایرانی- اسلامی هستند که با نگاه به زندگی آن ها می توان نکات بسیار ارزشمندی آموخت.
حسین نوری با وسعت روح و شخصیت امیدوار و مقاومش از نادیا مفتونی چنان دلبری کرد، که در یک چشم به هم زدن مفتونی را مفتون و
شیفته خود ساخت، به گونه ای که خدیجه وار از محمدش خواستگاری کرد!

13940125000576_PhotoL

حسین نوری مى گوید:
وقتی همسرم از من خواستگاری کرد، سجده شکر به جا آوردم، با این حال به خود گفتم: تو حق نداری این دختر نمونه دانشگاه صنعتی شریف را درگیر مشکلات خود کنی! در پاسخ به خواستگاری ایشان مردد بودم که شعری سرودم و از ایشان خواستم که آن را کامل کنند، ایشان هم به بهترین شکل آن را کامل کردند. مصرع های اول از من و مصرع های دوم از همسرم خانم نادیا مفتونی است:

زورق مضروب جسمم بسته جان شما
بادبان روح من بر پا به ایمان شما

همسفر با من چرایید اندر این دریای درد
درد شعر عاشقان و عشق درمان شما

صد بلا باشد در این ره باز تردیدی کنید
کربلا مهرم بود هستم به پیمان شما
گر برد موج فنا بی رحم در گردابتان
در فنا فی الله ام دامان رحمان شما

چون هنرمندم شریکم گشته ای در این مسیر
از میان صد هنر احسن به ایمان شما

از کجا دانید خواهان چه هستم در نهان
هر که گوید راز من گوید ز پنهان شما

نادیا مى گوید:
این انتخاب را ایثارگرانه نمی‌ دانم؛ چرا که ایثار سخت و طاقت‌فرساست. در حالی که من احساس مرارت و سختی ندارم، و مشکلی را احساس نمی‌کنم! من از چیزی نگذشته‌ام، به همین دلیل کاری که من کردم ایثار نبود؛ درست مثل هر وصلت و ازدواج دیگری بود؛ من فقط جذب شخصیت آقای نوری شدم! نور عشق نورى را خدا در دلم انداخت!
از سویی دیگر کسی که ایثار می‌کند در دلش از خدا توقع اجر و مزد دارد، در حالی که من توقع هیچ پاداشی را ندارم؛ چون فشاری را تحمل نمی‌کنم! زندگی روزمره ما این قدر مستحکم و خوب است که به حول و قوه الهى هیچ چیزى نمى تواند آن را بر هم ‌زند! تا جایى که حتی دوستانى به ما مراجعه می‌کنند تا مشکلاتشان را حل کنیم! آیا خوشبخت‌تر از ما کسی هست؟!

welcome

او می گوید:
فقط کافی است نوع نگاه و نگرش را تغییر داد، و مدام نگویید: چون این را نداریم، یا آن را نداریم، پس نمی توانیم ازدواج کنیم یا بچه دار شویم!
نادیا خود تمام این شرایط سخت را در زندگى گذرانده، در حالی که اعتقاد ندارد که سختی کشیده است!!
مفتونی هنگام تحصیل در دانشگاه صنعتی شریف در نمایشنامه‌نویسی هم، دستی داشت و در کارهای فرهنگی دانشگاه فعالیت می‌کرد.
روزی یکی از دوستانش به او گفت: از طرف جهاد دانشگاهی فردی به دانشگاه آمده که در کارهای هنری به ویژه نمایشنامه نویسی استاد است، و اگر بخواهی می‌توانی نمایشنامه‌ات را برای ارزیابی به او بدهی.
با شنیدن این خبر، مفتونی نمایشنامه اش را پیش آن استاد می‌برد. این استاد کسی نبود جز حسین نوری که بر ویلچر‌ نشسته بود!
بعد از این دیدار دوباره همدیگر را می‌بینند، و مفتونی عاشق او شده، و بر خلاف روال معمول از نوری خواستگاری می‌کند، و پس از مدتی در سال ۶۳ با وجود مخالفت اطرافیان به عقد هم در می‌آیند. دختری ناز پرورده و نخبه با همسرى معلول ازدواج می کند در حالی که مهریه اش مُهر کربلا است!!
نادیا بعد از ازدواج درس و تحصیل را در دانشگاه صنعتی شریف رها کرده، به دنبال حسین راهی محل سکونت او در تربت جام می‌شود. و مدت هفت سال در تربت جام زندگی می‌کنند. در آن سال‌ها دو فرزندشان ابوالفضل و محمود به دنیا می‌آیند.
نادیا مفتونی نقاش است. او نقاشی را پس از ازدواج از همسرش آموخته است.
نادیا در همان سال‌ها نمایشنامه‌ای را با عنوان مار زنگی می‌نویسد که نوری آن را کارگردانی کرده و به صحنه می‌برد. این نمایشنامه در همان زمان در جشنواره ۱۷ شهریور، اثرِ برگزیده شد.
این زوج خوشبخت پس از هفت سال زندگی در تربت جام به مشهد نقل مکان کرده و چند سال هم در آنجا زندگی می‌کنند.
نادیا در مشهد دروس حوزوى، سطح یک و دو را در مدرسه جامعه الرضویه به پایان برد. او از محضر درس اساتیدى مانند استاد سائلی استفاده می کرد.
مفتونی به اصرار همسرش در کنکور سراسری سال ۷۸ شرکت می‌کند و در دانشگاه فردوسی مشهد در رشته فلسفه قبول می‌شود. این ایام مصادف است با زمانی که مشکلات تنفسی نوری در مشهد به سطحی آزاردهنده رسیده، و از آنجا که هر وقت به تهران می‌آمدند حال نوری خوب می‌شد، از این رو به تهران نقل مکان می‌کنند، و آب و هوای تهران در کنار سایر ویژگی‌ها و امکانات این شهر به نوری می‌سازد. در نتیجه مفتونی تحصیل خود را به دانشکده الهیات دانشگاه تهران انتقال می‌دهد.

22
مفتونی از دانشجویان ممتاز دانشگاه تهران بود، و در مدت سه سال دوره کارشناسی، و یک سال دوره کارشناسی ارشد، و سه سال دوره دکتری تخصصی را به پایان برد! او هم اکنون عضو هیئت علمی دانشکده الهیات و معارف اسلامی دانشگاه تهران است.
نادیا مفتونی ٢۴ دى ١٣۴۴ در تهران به دنیا آمد. پدر و مادرش در محله دردشت نارمک خیابان مهر ساکن بودند. او از نخستین تحصیل‌کرده های دبیرستان استعدادهای درخشان تهران (سمپاد) بود. وی در سال ۶۲ در کنکور شرکت کرده و با کسب رتبه ۲۴ در رشته فیزیک کاربردى دانشگاه صنعتى شریف قبول می‌شود.
حسین نوری جانباز قطع نخاعی که از گردن به پایین فلج شده است یکی از مهم ترین توانایی‌هایش نقاشی با دهان است که به خلق آثار شگرفی پرداخته است!

درباره نویسنده

در مورد این مطلب نظر دهید