مسائل پیش از ازدواج فرآیند همسرگزینی مطلوب چیست؟

نوشته شده توسط
دی 23, 1395
504 بازدید
0 نظر

مسئله ای که بیشتر از سن افراد برای ازدواج مهم است، آمادگی آنها برای ازدواج است؛ که مشورت قبل از ازدواج، به فرد کمک می کند، که سطح آمادگی خود را بشناسد، سپس معیارهای دیگر را بررسی کند.

با حضور:
پرفسور محمدرضا صادقی ، فوق تخصص روانشناسی بالینی،روان درمان
سید مهدی واعظ موسوی، کارشناس مسائل خانواده
سیدرضا مرویان حسینی،کارشناس مسائل تربیتی و مشاورخانواده
رضا آذریان، مشاور و کارشناس مسائل خانواده

سید رضا مرویان
در مباحث پیش از ازدواج، باید به اصل چگونگی همسرگزینی و مسیرها و مسائلی که زوجین با آنها مواجه هستند، بپردازیم.
آمارهای ثبت شده در ثبت احوال، نشان می دهد که حدود 12 میلیون نفر، آماده ی ازدواج یا در آستانه ی آن هستند. که این 12 میلیون نفر، جامعه هدف این مباحث را تشکیل می دهند.
طبق فراتحلیل هایی که در سال های 89 و 90، در برنامه جامعه «خانواده پایدار» صورت گرفت، مشخص شد که حدود 63 درصد از علل تاخیر در ازدواج را، عوامل «فرهنگی و 37 درصد از آن را، عوامل «اقتصادی» تشکیل می دهند.
حتی اگر به این فراتحلیل ها که توسط «سازمان ملی جوانان» در سطح ملی انجام شده است، با تسامح نگاه کنیم و سهم بیشتری به عوامل اقتصادی بدهیم، باز هم، باید برای اصلاح و بهسازی عوامل فرهنگی که قابلیت اصلاح پذیری دارند، اقدام کنیم.
بهسازی عوامل فرهنگی جامعه، که تکلیفی بر روی دوش عناصر فرهنگی است، تنها برای قشر جوان آماده ازدواج نیست و برای تحکیم خانواده و کاهش طلاق های عاطفی و قانونی نیز، از اهمیت برخوردار است؛ چون خانواده ای قابل تحکیم است، که خوب شکل گرفته باشد.
در توضیح روند طلاق، باید اینطور بیان کرد که افراد در ابتدا دچار «طلاق عاطفی» می شوند،به عبارتی نسبت به ایجاد تعاملات و تبادلات احساسی بی میل می شوند و به تدریج ارتباطات اجتماعی آنها، با اعضای خانواده و اقوام یکدیگر کاهش پیدا می کند و در مرحله آخر به طلاق قانونی ختم می شود.
همانطور که مبرهن است، علت اصلی این طلاق ها، «تصمیم گیری نادرست» برای ازدواج است؛ که تاخیر در امر ازدواج، یکی از علل اساسی این تصمیم گیری اشتباه است.
طبق آمارهای نسل دوم طرح های خانواده، که در سطح استانی، توسط جناب آقای آذریان به دست آمده است، از نظر کمی، هرچه افراد در سن بالاتری ازدواج کنند، آسیب پذیری خانواده بیشتر می شود.
در این آمارها مشخص شد، که دخترانی که در سنین بالاتر از 25 سال و پسرانی که از 29 سال به بعد ازدواج می کنند، آمادگی طلاق و آسیب پذیری بیشتری دارند.
با این وجود، آیا باید دغدغه بالا رفتن سن ازدواج، علی الخصوص در کلان شهرها را داشته باشیم؟ یا این مسئله حائز اهمیت نیست؟
برای رسیدن به یک ازدواج موفق سوالاتی مطرح می شود، که به برخی از آنها اشاره می کنیم:

در ابتدا این سوال پیش می آید که ازدواج موفق چگونه ازدواجی است؟ و مسئله کانونی آن، که مهم ترین شاخص و معیار یک ازدواج موفق است، چیست؟
اگر ما به طور پیش فرض، مسئله کانونی ازدواج موفق را «کفویت و همتایی زوجین» قرار بدهیم، شاخص ها و معیارهای این مسئله چیست؟
براساس عرف حاکم برجامعه، مرد باید یک طبقه سنی ، تحصیلی و اقتصادی- اجتماعی بالاتر باشد؛ اما آیا واقعا این عوامل، کفویت های اصلی هستند یا شاخص های میانجی؟
همچنین احراز این کفویت و همتایی چگونه است؟ به عبارتی، دختر و پسر چطور تشخیص دهند، که هم کفو یکدیگر هستند؟
سوال دیگری که باید آن را مورد بررسی قرار داد، این است که، در جامعه امروز ما، فرآیند مطلوب کدام است؟ و آیا برای تمام افراد جامعه، یک نوع روش وجود دارد؟
آیا در جامعه امروز هم، باید والدین به روش سنتی و براساس تقاضاها و شاخص هایی که فرزندان بیان می کنند و از طریق واسطه ها، دختر و پسری را شناسایی کنند؟
آیا پدیده ی «شکاف نسلی»، که امروزه با آن مواجه هستیم، به این معنا نیست که فرزندان ادامه والدین نیستند؟ و برعکس فضای سنتی گذشته، که والدین انتخابگر اصلی ازدواج بودند، امروزه فرزندان می توانند سهم اولیه ای در شناسایی داشته باشند؟
براساس چهار منبع علم، عقل، دین و شهود، استفاده از رسانه های دیداری- شنیداری و فضای مجازی، برای ازدواج چه موضعی دارد؟
با توجه به این نکات، فرآیند همسرگزینی مطلوب چیست؟ می بایست فرزند، قبل یا بعداز والدین انتخاب کند؟
اگر بخواهیم با نگاه سیستمی به مسئله ازدواج بپردازیم، نقش سیاست گذاران و حاکمان، نخبگان و گروه های مرجع ، خانواده گسترده و خود فرد هرکدام در موقعیتی مجزا بررسی می شوند.
که باید عدم نقش آفرینی، هرکدام از این گروه ها را در آسیب پذیری فرد، بررسی کنیم و مشخص کنیم که این گروه ها چه نقشی دارند و چه نقشی باید داشته باشند.
پس از شناخت شاخص ها و احراز آنها و ارزیابی کلی فرآیند، باید عناصر پیش بینی کننده طلاق و آسیب پذیری خانواده را قبل از ازدواج شناسایی کنیم؛ زیرا با مداخله در این عناصر، می شود از طلاق و آسیب در خانواده پیشگیری نمود.
حال این سوال پیش می آید که این عناصر کدام هستند؟
برای موثرتر شدن بهسازی این فرآیند، باید قبل از استفاده از گزاره های خبری، بیشتر از گزاره های استفهامی استفاده کنیم و به سوالات بیفزاییم؛ به این معنا که قبل از پاسخ، اطلاعات دقیق تری از انواع مسئله هایی که در تشکیل خانواده با آنها مواجه هستیم به دست آوریم، سپس، براساس اولویت به آنها بپردازیم.
رضا آذریان
نداشتن یک طرح و نقشه، برای مهم ترین اتفاق زندگی، در نسل جوان و آماده ازدواج، احساس می شود؛ یعنی افراد نمی دانند نقطه شروع و ادامه مسیر کجاست؟ که این امر، یکی دیگر از علل اصلی ازدواج ناموفق است.
ملاک ها و ویژگی هایی که جوانان امروز به دنبال آنها هستند، دچار تغییر شده است و یک سری ملاک های فرعی، جایگزین ملاک های اصلی شده اند. مثل پررنگ شدن ملاک های مادی، که با روح ازدواج همخوانی ندارد.
با فرض شناخت ملاک های اصلی برای هر فرد، نحوه ی اندازه گیری این ملاک ها چیست؟ و با چه معیارهایی باید آن ها را اندازه گیری نمود؟
به طورمثال فردی می خواهد همسرش مومن باشد، اما معیارهای اندازه گیری ایمان برای او مشخص نیست.
در سال 88، تحقیقی در مشهد برای خانواده پایدار، بر 1500 زوج متقاضی طلاق توافقی انجام شد و مشخص شد که حدود 60 درصد این افراد، قبل ازدواج با یکدیگر رابطه داشتند. که از این آمار اینطور نتیجه می گیریم که عدم مدیریت صحیح روابط مجردی، یکی دیگر از عوامل ازدواج ناموفق است؛ زیرا دوران مجردی، همبستگی کامل و مستقیمی با ازدواج دارد.
اگر ازدواج را بنیاد و نهادی تعریف کنیم، این نهاد ارکانی دارد که بدون آنها فرآیند ازدواج، دچار آسیب می شود.
برای نمونه ارکان دقت، اختیار در انتخاب ملاک، مشورت قبل از ازدواج، تناسب و کفویت، علاقمندی به یکدیگر، آمادگی جسمی، جنسی، عقلی، عاطفی و روانی طرفین و همچنین رکن اصلی توکل و غیره را می توان نام برد.
در توضیح «آمادگی روانی» که در بالا ذکر شد، باید اینطور بیان کرد که اگر طرفین به این آمادگی دست پیدا کرده باشند و از نظر روانی مستقل شده باشند، می توانند روابط خود را به خوبی مدیریت کنند و از دخالت خانواده در زندگی مشترک خود، جلوگیری نمایند.
همچنین یکی دیگر از ارکان مهم قبل از ازدواج، «تحقیق درست» است؛ که در این امر، شخصی که تحقیق می کند و کسانی که برای پرس و جو انتخاب می شوند و همچنین سوالاتی که پرسیده می شود، از اهمیت بسیار زیادی برخوردار می باشند.
محمدرضا صادقی
حال با توجه به سوالات مطرح شده، باید یک موضوع کلی را بیان کنیم. یک انسان با طرز تفکر، اعتقادات و دیدگاه شخصی خود به زندگی، بر محیط اطراف خود اثرگذار است و متقابلا از محیط اثرپذیری دارد. به عبارتی، انسان در یک جبرگرایی متقابل با محیط قرار دارد که بر رفتار وی تاثیر می گذارد.
به طور مثال در مقوله ازدواج، اگر والدین که یکی از عوامل محیطی به شمار می روند، نسبت به فرد، قدرت تصمیم گیری بالاتری داشته باشند، شخص ناچارا تحت کنترل این عامل محیطی قرار می گیرد و به دلیل سطح استقلال پایین، رفتار مساعدی نسبت به شرایط بروز نمی دهد.که نمونه ی این رفتار، ازدواج های اجباری، علی الخصوص در دختران است.
البته در جامعه امروز که جایگاه سنتی والدین ظاهرا ضعیف تر شده است، عکس این قضیه نیز صادق است. لذا تعاملات در سطح خانواده، باید به تعادل برسد، تا والدین و فرزندان به درک متقابل از هم دست یابند.
تحقیقی که در 27 استان ایران انجام شد، نشان داد درصد آزار و صدمه همه جانبه ازدواج های اجباری بر افراد در ایران، با حدود 50 درصد بالاتر از دو کشور کنیا با 42 درصد و آمریکا با 35 درصد است. که بالاترین آمار، مربوط به دختران کم سن و سالی است که بدون میل شخصی ازدواج کرده اند.
در این تحقیق کشوری، زاهدان بالاترین و سمنان پایین ترین درصد زن آزاری را دارد که اکثر این خانم ها به دلیل سنت های حاکم، گذشت می کنند و به همین خاطر درصد طلاق ها کم تر می شود.
در عین حال، این گونه مسائل، تاثیر منفی خود را در کسانی که آماده ی ازدواج هستند می گذارد و باعث ترس این افراد از ازدواج می شود.
به همین خاطر، مسئله ای که بیشتر از سن افراد برای ازدواج مهم است، آمادگی آنها برای ازدواج است؛ که مشورت قبل از ازدواج، به فرد کمک می کند، که سطح آمادگی خود را بشناسد، سپس معیارهای دیگر را بررسی کند.
والدین در به حداقل رساندن این مشکل، نقش اصلی را ایفا می کنند؛ چون علت اساسی این سری مشکلات، در شرایط خانوادگی است. در صورتی که اگر در خانواده ایمان حاکم باشد، تمام اصول به درستی رعایت می شود.
سید مهدی واعظ موسوی
باید گفت که ازدواج پیش نیازهایی دارد؛ که با توجه به آیات و روایات اولین پیش نیازی که افراد باید آن را درک کنند، این است که «در این دنیا، هیچ ازدواجی حقیقی نیست و ازدواج ها مجازی هستند».
همانطور که در آیه 7 سوره تکویر خداوند می فرماید:
« وَإِذَا النُّفُوسُ زُوِّجَتْ و هنگامى که هرکس{ با همسان خود }قرین و جفت شوند »
یعنی تا زمان برپایی قیامت هیچ ازدواج و جفت شدنی انجام نمی شود! یعنی این ازدواج های دینایی حقیقی و مطلوب نیست. لذا می بینیم که حتی در کنار بهترین مخلوقات خدا، که پیامبران هستند نیز، همسری هم کفو خود آنها قرار نمی گیرد. مثل حضرت محمد(ص)، حضرت لوط، حضرت نوح و …
حضرت علی (ع)به عنوان استاد هستی شناسی، در خطبه 114 نهج البلاغه، پیش نیاز بعدی را اینگونه بیان می کنند: «کلُ شیءٍ مِنَ الدنیا سَماعُهُ اَعظَمُ مِنَ عِیانِهِ وَ کُلُ شیءٍ مِنَ الآخرهِ عِیانُهُ اعظمُ مِنَ سَماعِهِ: شنیدن هرچیزی از دنیا، بزرگتر است از دیدنش و دیدن هرچیزی از آخرت، عظیم تر است از شنیدنش.»
این گفته به این مفهوم است که ما از هرچیزی، یک تصویر رویایی و دور از واقعیت داریم؛ به همین خاطر است که جوانان، پس از ازدواج احساس شکست می کنند؛ چون متوجه می شوند که ازدواج، آن چیزی که تصور می کردند نیست!
در این دنیا همه چیز از دور، جذاب است. افلاطون نیز، این نکته را اینگونه تصدیق می کند: «وصال مرگ عشق است.»
سومین پیش نیازی که در قرآن و روایات بیان شده است، «ابتلا» می باشد. ابتلا، به معنای «درگیر شدن» است.
انسان از لحظه ای که به دنیا می آید، مبتلاست. درگیر سرما، گرما، گشنگی، وصال، فراق و … است. و تنها کسی که مبتلا نیست، خداست . ازدواج نیز، بخشی از این ابتلاست. و وظیفه ی ما، آموزش افراد از کودکی، در مقابل این پیش نیاز همه گیر است.
پیش نیاز بعدی، تشخیص «سیمای ایده آل» ازدواج از «سیمای واقعی» آن است. بعضی شرایط و صفات، مربوط به سیمای ایده آل ازدواج است. مثلا در آیه 5 سوره تحریم شش صفت ایده آل برای همسر ذکر شده است:
« عَسَىٰ رَبُّهُ إِنْ طَلَّقَکُنَّ أَنْ یُبْدِلَهُ أَزْوَاجًا خَیْرًا مِنْکُنَّ مُسْلِمَاتٍ مُؤْمِنَاتٍ قَانِتَاتٍ تَائِبَاتٍ عَابِدَاتٍ سَائِحَاتٍ ثَیِّبَاتٍ وَأَبْکَارًا: اگر پیامبر، شما را طلاق گوید، امید است پروردگارش همسرانى بهتر از شما: مسلمان، مؤمن، فرمانبر، توبه‏کار، عابد، روزه‏دار، بیوه و دوشیزه به او عوض دهد.»
اما بعضی شرایط ذکر شده، برای سیمای واقعی ازدواج است. به طور مثال؛ از پیامبر اکرم (ص) نقل شده است: « إِذَا جَاءَکُمْ مَنْ تَرْضَوْنَ دِینَهُ وَخُلُقَهُ فَأَنْکِحُوهُ… : اگر برای دختر شما خواستگاری آمد، که از اخلاق و دینش راضی بودید، دخترتان را به ازدواجش درآورید… .»
در این روایت ،رضایت طرف مقابل حائز اهمیت است، نه ایده آل جامعه برای یک ازدواج موفق!
نکته ای که باید به آن توجه نمود، این است که برای همه، یک الگوی واحد وجود ندارد و صلاح هرکس متناسب با خود او تعیین می شود؛ چون هر فردی، طبق تربیت و شرایط خانوادگی خود تصمیم می گیرد.
پس ما به جای مطرح کردن یک چهارچوب کلی، باید سیمای واقعی ازدواج را توصیف کنیم و سپس راه رسیدن به ازدواج ایده آل را آموزش دهیم تا هرکس بنابر شرایط خود به آن دست یابد.
همچنین باید این نکته را در نظر بگیریم که افراد، متوسط هستند و هیج کس 100 درصد خوب نیست؛ پس برای ازدواج نیز، نباید دنبال فردی کامل و 100 درصد مطلوب بگردیم.
نقل شده است که روزی پسری نزد امام صادق(ع) رفت و عرض کرد: «إِنِّی أُرِیدُ أَنْ أَتَزَوَّجَ امْرَأَهً وَ إِنَّ أَبَوَیَّ أَرَادَا غَیْرَهَا: من می‏خواهم با زنی ازدواج کنم، ولی پدر و مادرم مایلند با دیگری ازدواج کنم.»
و امام صادق(ع) در جواب فرمودند:«قَالَ تَزَوَّجِ الَّتِی هَوِیتَ وَ دَعِ الَّتِی یَهْوَى أَبَوَاکَ: با زنی که خودت مایل هستی ازدواج کن، و زنی را که پدر و مادرت [بدون رضایت تو] انتخاب کرده‏اند، رها کن.»
ریشه ی اختلافاتی که والدین با فرزندان در بحث انتخاب همسر پیدا می کنند، در تربیت نادرست و نبود گفتمان و اعتماد بین اعضای خانواده است:که یکی از تربیت های نادرست خانوادگی، روابط اشتباه والدین با یکدیگر است. در عین حال، برای حل این اختلاف ها، والدین نباید استانداردهای خویش را، به فرزندان تحمیل کنند.
محمد رضا صادقی
تمام این اختلاف ها به روابط حسنه والدین و بچه ها مربوط می شود. وقتی تعلیم شایسته وجود نداشته باشد و فرزند به والدین اعتماد نکند و برعکس و نتوانند باهم گفتگو کنند، در زمان ازدواج فرزندان، اختلاف پیش می آید.
والدین از نظر انسانی حقی کمتر یا بیشتر از فرزندان ندارند، ممکن است مسئولیت، اعتباری به عضوی از خانواده بدهد که دیگران نداشته باشند، اما حقوق تمام اعضای خانواده یکی است.
اگر ما در خراسان 34 درصد طلاق داریم، قبول کنیم که شکست خوردیم، پس باید تغییر رویه بدهیم.
سیدرضا مرویان
آقای موسوی با صحبت های مفید خود، دید ما را به ازدواج واقع گرایانه کردند. تا به هرکسی نسخه مخصوص به خودش را داد.
و فرمایشات پرفسور صادقی در مورد ایجاد گفتمان بسیار دقیق است، به طوری که به هر میزان که گفتمان ایجاد می کنیم، باید انتظار داشته باشیم. هرچه کاشتیم، درو می کنیم چون جریان ازدواج بسیار پیچیده است، باید اختزاعی در مورد آن صحبت کرد.
سید مهدی واعظ موسوی
قسمتی از آیه 3 سوره نسا نیز، به همین بحث دخیل بودن سلیقه فرد در انتخاب همسر، اشاره می کند: «.. فَانکِحُواْ مَا طَابَ لَکُم مِّنَ النِّسَاء…: ازدواج کنید با زنانی که گوارایتان (شخصی که می خواهد ازدواج کند) است.
محمد رضا صادقی
و در انتها باید این موضوع را بیان کنیم، که هرکس همتا و فرد شایسته خود را انتخاب می کند؛ همانطور که در یکی از ضرب المثل های ترکی، به زیبایی بیان شده است: «نابینا نابینا را پیدا می کند و آب هم گودال را»

درباره نویسنده

در مورد این مطلب نظر دهید